looney

[ایالات متحده]/ˈluːni/
[بریتانیا]/ˈluni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دیوانه; جنون‌آمیز (محاوره‌ای)
n. دیوانه; احمق; اصطلاح محاوره‌ای برای شخص دیوانه
Word Forms
جمعlooneys

عبارات و ترکیب‌ها

looney tunes

کاتون لوونی

looney bin

سطل لوونی

looney behavior

رفتار لوونی

looney ideas

ایده های لوونی

looney character

شخصیت لوونی

looney moment

لحظه لوونی

looney antics

رفتارهای شیطنت آمیز لوونی

looney friend

دوست لوونی

looney joke

جک لوونی

looney style

سبک لوونی

جملات نمونه

the movie was so looney that i couldn't stop laughing.

فیلم آنقدر عجیب و غول بود که نتوانستم دست از خنده بکشم.

he has a looney sense of humor that everyone enjoys.

او حس شوخ طبعی عجیب و غریبی دارد که همه از آن لذت می برند.

sometimes, i feel a bit looney when i'm tired.

گاهی اوقات، وقتی خسته ام احساس می کنم کمی عجیب و غریب هستم.

that idea sounds looney, but it might just work.

آن ایده عجیب و غریب به نظر می رسد، اما ممکن است جواب دهد.

her looney antics always brighten the room.

خودی های عجیب و غریب او همیشه فضا را روشن می کنند.

he's acting a bit looney today; i wonder what's wrong.

او امروز کمی عجیب و غریب رفتار می کند؛ می خواهم بدانم چه مشکلی وجود دارد.

the looney character in the book made it more interesting.

شخصیت عجیب و غریب در کتاب آن را جالب تر کرد.

don't take him seriously; he's just being looney.

جدی نگیریدش؛ او فقط دارد عجیب و غریب رفتار می کند.

her looney ideas often lead to creative solutions.

ایده های عجیب و غریب او اغلب منجر به راه حل های خلاقانه می شود.

that looney tune keeps playing in my head.

آن ملودی عجیب و غریب همچنان در ذهنم می چرخد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید