| جمع | looneys |
looney tunes
کاتون لوونی
looney bin
سطل لوونی
looney behavior
رفتار لوونی
looney ideas
ایده های لوونی
looney character
شخصیت لوونی
looney moment
لحظه لوونی
looney antics
رفتارهای شیطنت آمیز لوونی
looney friend
دوست لوونی
looney joke
جک لوونی
looney style
سبک لوونی
the movie was so looney that i couldn't stop laughing.
فیلم آنقدر عجیب و غول بود که نتوانستم دست از خنده بکشم.
he has a looney sense of humor that everyone enjoys.
او حس شوخ طبعی عجیب و غریبی دارد که همه از آن لذت می برند.
sometimes, i feel a bit looney when i'm tired.
گاهی اوقات، وقتی خسته ام احساس می کنم کمی عجیب و غریب هستم.
that idea sounds looney, but it might just work.
آن ایده عجیب و غریب به نظر می رسد، اما ممکن است جواب دهد.
her looney antics always brighten the room.
خودی های عجیب و غریب او همیشه فضا را روشن می کنند.
he's acting a bit looney today; i wonder what's wrong.
او امروز کمی عجیب و غریب رفتار می کند؛ می خواهم بدانم چه مشکلی وجود دارد.
the looney character in the book made it more interesting.
شخصیت عجیب و غریب در کتاب آن را جالب تر کرد.
don't take him seriously; he's just being looney.
جدی نگیریدش؛ او فقط دارد عجیب و غریب رفتار می کند.
her looney ideas often lead to creative solutions.
ایده های عجیب و غریب او اغلب منجر به راه حل های خلاقانه می شود.
that looney tune keeps playing in my head.
آن ملودی عجیب و غریب همچنان در ذهنم می چرخد.
looney tunes
کاتون لوونی
looney bin
سطل لوونی
looney behavior
رفتار لوونی
looney ideas
ایده های لوونی
looney character
شخصیت لوونی
looney moment
لحظه لوونی
looney antics
رفتارهای شیطنت آمیز لوونی
looney friend
دوست لوونی
looney joke
جک لوونی
looney style
سبک لوونی
the movie was so looney that i couldn't stop laughing.
فیلم آنقدر عجیب و غول بود که نتوانستم دست از خنده بکشم.
he has a looney sense of humor that everyone enjoys.
او حس شوخ طبعی عجیب و غریبی دارد که همه از آن لذت می برند.
sometimes, i feel a bit looney when i'm tired.
گاهی اوقات، وقتی خسته ام احساس می کنم کمی عجیب و غریب هستم.
that idea sounds looney, but it might just work.
آن ایده عجیب و غریب به نظر می رسد، اما ممکن است جواب دهد.
her looney antics always brighten the room.
خودی های عجیب و غریب او همیشه فضا را روشن می کنند.
he's acting a bit looney today; i wonder what's wrong.
او امروز کمی عجیب و غریب رفتار می کند؛ می خواهم بدانم چه مشکلی وجود دارد.
the looney character in the book made it more interesting.
شخصیت عجیب و غریب در کتاب آن را جالب تر کرد.
don't take him seriously; he's just being looney.
جدی نگیریدش؛ او فقط دارد عجیب و غریب رفتار می کند.
her looney ideas often lead to creative solutions.
ایده های عجیب و غریب او اغلب منجر به راه حل های خلاقانه می شود.
that looney tune keeps playing in my head.
آن ملودی عجیب و غریب همچنان در ذهنم می چرخد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید