gain

[ایالات متحده]/ɡeɪn/
[بریتانیا]/ɡeɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برداشت; افزایش; سود
vt. به دست آوردن; افزایش دادن; کسب کردن
vi. سود بردن; افزایش یافتن
Word Forms
قسمت سوم فعلgained
صفت یا فعل حال استمراریgaining
شکل سوم شخص مفردgains
جمعgains
زمان گذشتهgained

عبارات و ترکیب‌ها

gain experience

تجربه کسب کنید

gain knowledge

کسب دانش

gain confidence

کسب اعتماد

gain insight

به دست آوردن دیدگاه

weight gain

افزایش وزن

gain in

افزایش در

gain and loss

سود و زیان

gain access

دسترسی به دست آوردن

gain ground

پیشی گرفتن

gain control

کنترل به دست آوردن

gain profit

به دست آوردن سود

gain weight

افزایش وزن

gain on

پیشی گرفتن از

automatic gain

به دست آوردن خودکار

capital gain

سود سرمایه

information gain

به دست آوردن اطلاعات

heat gain

به دست آوردن گرما

economic gain

به دست آوردن اقتصادی

gain control of

کنترل ... را به دست آوردن

gain strength

تقویت کردن

diversity gain

بهره‌مندی از تنوع

net gain

سود خالص

automatic gain control

کنترل خودکار به دست آوردن

جملات نمونه

a gainer of weight.

یک افزایش وزن

gain the top of a mountain

به بالای کوه رسیدن

a gain in operating income.

افزایش در درآمد عملیاتی

gain the audience's attention

جلب توجه تماشاگران

anticipant of gaining support

منتظر به دست آوردن حمایت

gain experience in ...

تجربه کسب کنید در...

No gains without pains.

بدون رنج، سود نیست.

The movement was gaining momentum.

حرکت داشت سرعت می‌گرفت.

The car is gaining speed.

ماشین دارد سرعت می‌گیرد.

The gains offset the losses.

سودها زیان‌ها را جبران کرد.

gain recognition; gain a hearing for the proposal.

به دست آوردن شناخت؛ به دست آوردن فرصتی برای پیشنهاد.

gain a living; gain extra credits in school.

یک زندگی به دست آورد؛ اعتبار اضافی در مدرسه به دست آورد.

The swimmer gained the shore.

شناگر به ساحل رسید.

people were unable to gain admittance to the hall.

افراد قادر به ورود به تالار نبودند.

we gained the ridge.

ما به قله رسیدیم.

to gratify the queen, and gain the court.

برای خشنود کردن ملکه و به دست آوردن دربار.

canoeing is gaining in popularity.

کایاک سواری در حال افزایش محبوبیت است.

the glider is gaining height.

بالنده در حال افزایش ارتفاع است.

نمونه‌های واقعی

This makes it harder for the marginal manager to gain employment.

این موضوع باعث می‌شود استخدام مدیران حاشیه ای دشوارتر شود.

منبع: 2022 Graduate School Entrance Examination English Reading Actual Questions

Since then Mississippi has seen remarkable gains.

از آن زمان، می سی سی پی شاهد پیشرفت های چشمگیری بوده است.

منبع: Past exam papers for the English CET-6 reading section.

But what does Facebook gain from this?

اما فیس بوک از این چه سودی می برد؟

منبع: Western cultural atmosphere

Another cause for concern is causing weight gain.

یکی دیگر از نگرانی ها، افزایش وزن است.

منبع: Popular Science Essays

A workout journal to track your gains.

دفترچه تمرین برای پیگیری پیشرفت شما.

منبع: 30-Day Habit Formation Plan

Never told me to lose weight or gain weight.

هیچ وقت به من نگفتند که وزن کم کنم یا وزن اضافه کنم.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Inflation eroded a 5% gain in nominal wages.

تورم باعث کاهش 5 درصدی دستمزد اسمی شد.

منبع: The Economist (Summary)

Country and Latin music have been gaining share.

موسیقی کانتری و لاتین در حال افزایش سهم خود هستند.

منبع: The Economist (Summary)

They'll try to harm you for their own gain.

آنها برای منافع خود سعی می کنند به شما آسیب برسانند.

منبع: Celebrity Speech Compilation

How many pounds have you gained, do you think?

به نظر شما چند پوند اضافه کرده اید؟

منبع: Doctor-Patient English Dialogue

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید