loveliest

[ایالات متحده]/[ˈlʌv.əl.i]/
[بریتانیا]/[ˈlʌv.əl.i]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زیبایترین؛ زیب‌ترین؛ جذاب؛ لذت‌بخش

عبارات و ترکیب‌ها

loveliest view

زیباترین نظر

loveliest smile

زیباترین لبخند

loveliest day

زیباترین روز

loveliest song

زیباترین آهنگ

loveliest girl

زیباترین دختر

loveliest flowers

زیباترین گل‌ها

being loveliest

زیباترین بودن

loveliest moment

زیباترین لحظه

loveliest place

زیباترین جایگاه

loveliest voice

زیباترین صدای

جملات نمونه

she wore the loveliest dress i've ever seen.

او لباسی زیبایی پوشید که تا به حال دیده بودم.

the loveliest sunset painted the sky with vibrant colors.

زیباترین غروب خورشید آسمان را با رنگ های شدید رنگ گویش داد.

he told her she had the loveliest smile in the world.

او به او گفت که لبخند زیباترین دنیا را دارد.

the loveliest memories are often the simplest ones.

بهترین یادگارها اغلب ساده ترین آنها هستند.

we spent the loveliest afternoon in the park.

ما بعدازظهر زیباترین را در پارک گذراندیم.

the loveliest part of the wedding was the first dance.

زیباترین بخش از ازدواج رقص اول بود.

she has the loveliest voice, perfect for singing.

او دارای صدای زیباترین است که برای آواز کامل است.

the loveliest flowers bloomed in the spring garden.

گل های زیباترین در باغ بهاره گذاشت.

he wrote her a letter describing the loveliest view.

او به او یک نامه نوشت که زیباترین دید را توصیف می کرد.

the loveliest christmas morning was filled with joy.

صبح زیباترین بارهای عید غذا با خوشحالی پر شده بود.

she baked the loveliest cake for the birthday party.

او کیکی زیباترین را برای جشن تولد پخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید