sweetest

[ایالات متحده]/[ˈswiːtɪst]/
[بریتانیا]/[ˈswiːtɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیرین‌ترین؛ با طعم شکر؛ دلپذیر؛ جذاب؛ دوست‌داشتنی
adv. به روشی شیرین یا دلپذیر

عبارات و ترکیب‌ها

sweetest smile

زیباترین لبخند

sweetest dream

زیباترین رویا

sweetest thing

زیباترین چیز

sweetest voice

زیباترین صدا

sweetest kiss

زیباترین بوسه

sweetest moment

زیباترین لحظه

sweetest day

زیباترین روز

sweetest treat

بهترین خوراکی

sweetest love

زیباترین عشق

sweetest song

زیباترین ترانه

جملات نمونه

she has the sweetest smile i've ever seen.

او شیرین‌ترین لبخند را که تا به حال دیده‌ام دارد.

the kids were excited to taste the sweetest strawberries.

کودکان برای چشیدن شیرین‌ترین توت فرنگی‌ها هیجان‌زده بودند.

my grandma always makes the sweetest apple pie.

مادربزرگم همیشه بهترین پای سیب را درست می‌کند.

he told her the sweetest words of love and affection.

او کلمات شیرین عشق و محبت را به او گفت.

the puppy had the sweetest little face.

آن توله سگ چه صورتی شیرین و کوچکی داشت.

what a sweet and sweetest memory of our vacation!

چه خاطره‌ای شیرین و شیرین‌تری از تعطیلات ما!

the sweetest part of the day is cuddling with my cat.

شیرین‌ترین بخش روز در آغوش گرفتن گربه‌ام است.

she gave him the sweetest goodbye hug.

او به او یک آغوش خداحافظی شیرین داد.

the sweetest dream i had was about flying.

شیرین‌ترین رویایی که داشتم درباره پرواز بود.

he remembered the sweetest moments of their childhood.

او شیرین‌ترین لحظات دوران کودکی آن‌ها را به یاد آورد.

the sweetest song on the radio made me dance.

شیرین‌ترین آهنگ رادیو من را به رقص واداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید