low-income

[ایالات متحده]/ˌləʊˈɪnkʌm/
[بریتانیا]/ˌloʊˈɪnkʌm/

ترجمه

adj. داشتن درآمد نسبتاً کم

عبارات و ترکیب‌ها

low-income families

خانواده‌های کم‌درآمد

low-income housing

مسکن ارزان‌قیمت

low-income individuals

افراد کم‌درآمد

supporting low-income

حمایت از افراد کم‌درآمد

low-income communities

جامعه‌های کم‌درآمد

assisting low-income

کمک به افراد کم‌درآمد

low-income bracket

طبقه کم‌درآمد

low-income areas

مناطق کم‌درآمد

serving low-income

خدمات‌رسانی به افراد کم‌درآمد

low-income access

دسترسی افراد کم‌درآمد

جملات نمونه

many low-income families struggle to afford healthcare.

بسیاری از خانواده‌های کم‌درآمد برای پرداخت هزینه‌های درمان دچار مشکل می‌شوند.

the program aims to support low-income students with scholarships.

این برنامه با هدف حمایت از دانشجویان کم‌درآمد با ارائه بورسیه است.

low-income housing is desperately needed in urban areas.

مسکن ارزان‌قیمت برای افراد کم‌درآمد به شدت در مناطق شهری مورد نیاز است.

we need policies that benefit low-income workers and their families.

ما به سیاست‌هایی نیاز داریم که به نفع کارگران کم‌درآمد و خانواده‌هایشان باشد.

food banks provide essential support to low-income communities.

بانک‌های غذا، حمایت‌های ضروری را به جوامع کم‌درآمد ارائه می‌دهند.

the city offers tax breaks for businesses employing low-income individuals.

این شهر معافیت‌های مالیاتی را برای کسب‌وکارهایی که افراد کم‌درآمد را استخدام می‌کنند، ارائه می‌دهد.

access to quality education remains a challenge for many low-income children.

دسترسی به آموزش با کیفیت همچنان یک چالش برای بسیاری از کودکان کم‌درآمد است.

job training programs can help low-income individuals find employment.

برنامه‌های آموزش شغلی می‌توانند به افراد کم‌درآمد کمک کنند تا شغل پیدا کنند.

the government is expanding resources for low-income seniors.

دولت در حال گسترش منابع برای افراد مسن کم‌درآمد است.

financial literacy classes empower low-income people to manage their money.

کلاس‌های سواد مالی، افراد کم‌درآمد را توانمند می‌کند تا بتوانند پول خود را مدیریت کنند.

addressing the needs of low-income families is a priority for the mayor.

رسیدگی به نیازهای خانواده‌های کم‌درآمد، اولویت شهردار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید