lubricity

[ایالات متحده]/luːˈbrɪs.ɪ.ti/
[بریتانیا]/luːˈbrɪs.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خاصیت لیز یا صاف بودن؛ خاصیت فریبنده یا حیله‌گر بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high lubricity

روغن‌زدایی بالا

lubricity test

آزمون روغن‌زدایی

improved lubricity

روغن‌زدایی بهبود یافته

lubricity additives

مواد افزودنی روغن‌زدایی

lubricity properties

خواص روغن‌زدایی

lubricity index

شاخص روغن‌زدایی

enhanced lubricity

روغن‌زدایی تقویت شده

lubricity measurement

اندازه‌گیری روغن‌زدایی

lubricity coefficient

ضریب روغن‌زدایی

lubricity performance

عملکرد روغن‌زدایی

جملات نمونه

the lubricity of the oil helps reduce friction.

خاصیت روان‌کنندگی روغن به کاهش اصطکاک کمک می‌کند.

high lubricity is essential for machinery efficiency.

روان‌کنندگی بالا برای کارایی ماشین‌آلات ضروری است.

lubricity can significantly extend the lifespan of equipment.

روان‌کنندگی می‌تواند به طور قابل توجهی عمر تجهیزات را افزایش دهد.

we measured the lubricity of various lubricants.

ما روان‌کنندگی مواد روان‌کننده مختلف را اندازه‌گیری کردیم.

improving lubricity can enhance performance in extreme conditions.

بهبود روان‌کنندگی می‌تواند عملکرد را در شرایط سخت افزایش دهد.

the lubricity of the surface affects the sliding motion.

روان‌کنندگی سطح بر حرکت لغزنده تأثیر می‌گذارد.

lubricity is an important factor in material selection.

روان‌کنندگی یک عامل مهم در انتخاب مواد است.

testing for lubricity is crucial in product development.

آزمایش برای روان‌کنندگی در توسعه محصول بسیار مهم است.

proper lubricity can prevent wear and tear on components.

روان‌کنندگی مناسب می‌تواند از سایش و پارگی قطعات جلوگیری کند.

we need to assess the lubricity of the new formula.

ما باید روان‌کنندگی فرمول جدید را ارزیابی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید