lutes

[ایالات متحده]/[luːts]/
[بریتانیا]/[luːts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساز زهدار از نوع عود؛ جمع عود
v. نواختن ساز عود؛ نواختن با ساز عود

عبارات و ترکیب‌ها

plays the lutes

تار تار را اجرا می‌کند

lutes beautifully

تارهای زیبایی را اجرا می‌کند

playing lutes

تار تار را اجرا می‌کند

ancient lutes

تارهای باستانی

lute player

نوازندگان تار

built lutes

تارهای ساخته شده

rare lutes

تارهای نادر

lutes and harps

تارها و سیتارها

learned lutes

تارهای یاد گرفته شده

tuning lutes

تنظیم تارهای

جملات نمونه

the orchestra featured several lutes in their performance of renaissance music.

اُرکستر در اجرای موسیقی دوره رنسانس چند لوت داشت.

she carefully tuned the lutes before the concert began.

او قبل از شروع کنسرت به دقت لوت‌ها را تنظیم کرد.

the troubadour played lively melodies on his lute.

تروبادور روی لوت‌اش مelودی‌های پر انرژی اجرا کرد.

the museum displayed a collection of antique lutes.

موزه یک مجموعه لوت‌های باستانی نمایش داد.

he learned to play the lute from his grandfather.

او از پدربزرگش چگونگی بازی روی لوت را یاد گرفت.

the sound of the lutes filled the medieval hall.

صوت لوت‌ها سالن میانه را پر کرد.

she strummed the lutes with a delicate touch.

او لوت‌ها را با لمسی نرم و ظریف اجرا کرد.

the composer wrote a piece specifically for lutes and voices.

سازنده موسیقی یک قطعه را به ویژه برای لوت‌ها و صدای انسانی نوشت.

the lute's warm tone blended beautifully with the recorder.

نغمه گرم لوت به طور زیبایی با ساز فلوت ترکیب شد.

he repaired damaged lutes in his workshop.

او در کارگاه خود لوت‌های آسیب دیده را تعمیر کرد.

the lute player’s fingers danced across the strings.

دست‌های بازیگر لوت روی ری‌های ساز می‌رقصیدند.

the shop sold handcrafted lutes and accessories.

این فروشگاه لوت‌های دست ساز و لوازم جانبی آن را فروخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید