periodical

[ایالات متحده]/ˌpɪəriˈɒdɪkl/
[بریتانیا]/ˌpɪriˈɑːdɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشریه‌ای که به‌طور منظم منتشر می‌شود، مانند مجله یا روزنامه.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

periodical inspection

بازرسی دوره‌ای

جملات نمونه

Britain's best periodical art magazine.

بهترین مجله هنری دوره‌ای بریتانیایی.

she took periodical gulps of her tea.

او به صورت تناوب قورت‌هایی از چای خود می‌نوشید.

periodicals have become more and more specialized.

نشريه‌ها به طور فزاینده‌ای تخصصی شده‌اند.

I'll send you all the periodicals available.

تمام نشریه‌های موجود را برایتان ارسال خواهم کرد.

Government documents, periodicals, microfilms or fiche, audiovisual, and maps.

اسناد دولتی، نشریات، میکروفیلم‌ها یا فیش، مواد شنیداری و بصری، و نقشه‌ها.

a.Select any of these of periodicals: Time magazine, News week, Reader’s Digestor.

الف) هر یک از این نشریه‌ها را انتخاب کنید: مجله تایم، هفته‌نامه اخبار، نشریه خوانندگان.

Military test equipment is importance part of air-weapon system,it can finish periodical maintenance and prebattle training,it is also key factor in exerting ability of air-weapon.

تجهیزات تست نظامی بخش مهمی از سیستم سلاح هوایی است، می‌تواند تعمیر و نگهداری دوره‌ای و آموزش قبل از نبرد را انجام دهد، همچنین عامل کلیدی در اعمال توانایی سلاح هوایی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید