attractors

[ایالات متحده]/[ˈætræktəz]/
[بریتانیا]/[ˈætræktərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که مردم را جذب می‌کنند یا چیزهایی که توجه یا علاقه را جلب می‌کنند؛ یک فرد یا چیزی که توجه یا علاقه را جلب می‌کند؛ (ریاضیات) نقطه یا مجموعه‌ای از نقاط که یک سیستم به سوی آن تکامل می‌یابد؛ (زمین‌شناسی) ویژگی زمین‌شناسی که رسوبات را جذب می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

market attractors

جذب بازار

attractor patterns

الگوی جذب

strong attractors

جذب قوی

attractor effect

اثر جذب

magnetic attractors

جذب مغناطیسی

attractor technology

فناوری جذب

attractors exist

جذب وجود دارد

attractor site

مکان جذب

new attractors

جذب جدید

جملات نمونه

the museum used interactive exhibits as strong attractors for children.

موزه از نمایشگرهای تعاملی به عنوان جذب‌کننده‌های قوی برای کودکان استفاده کرد.

successful businesses often have unique brand attractors to draw in customers.

کسب و کارهای موفق معمولاً جذب‌کننده‌های برند منحصر به فردی دارند تا مشتریان را جذب کنند.

the city's vibrant nightlife is a major attractor for young adults.

شب‌های پر انرژی شهر یک جذب‌کننده اصلی برای جوانان است.

coastal regions are natural attractors for tourism and development.

منطقه‌های ساحلی جذب‌کننده‌های طبیعی برای گردشگری و توسعه هستند.

the company sought new market attractors to expand its reach.

شرکت به دنبال جذب‌کننده‌های بازار جدیدی بود تا دامنه فعالیت خود را گسترش دهد.

positive employee reviews can be powerful attractors for potential hires.

نظرات مثبت کارکنان می‌توانند جذب‌کننده‌های قدرتمندی برای استخدام افراد پتانسیل باشند.

the theme park utilized colorful displays as visual attractors.

پارک تماشایی از نمایش‌های رنگ‌ارقی به عنوان جذب‌کننده‌های بصری استفاده کرد.

a strong academic reputation is a key attractor for university applicants.

یک شهرت علمی قوی یک جذب‌کننده اصلی برای افرادی است که به دانشگاه می‌خواهند بپردازند.

the event organizers planned several attractors to increase attendance.

سازمان‌کنندگان رویداد چندین جذب‌کننده را برای افزایش حضور برنامه‌ریزی کردند.

innovative technologies often serve as significant attractors for investment.

فناوری‌های نوآور معمولاً به عنوان جذب‌کننده‌های قابل توجهی برای سرمایه‌گذاری عمل می‌کنند.

the park's scenic views were a primary attractor for visitors.

نماهای زیبای پارک یک جذب‌کننده اصلی برای بازدیدکنندگان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید