maladaptive

[ایالات متحده]/ˌmæl.əˈdæp.tɪv/
[بریتانیا]/ˌmæl.əˈdæp.tɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مناسب نیست؛ مضر به سازگاری

عبارات و ترکیب‌ها

maladaptive behavior

رفتار نامناسب

maladaptive coping

مقابله نامناسب

maladaptive patterns

الگوهای نامناسب

maladaptive responses

واکنش‌های نامناسب

maladaptive strategies

استراتژی‌های نامناسب

maladaptive thoughts

افکار نامناسب

maladaptive traits

ویژگی‌های نامناسب

maladaptive habits

عادت‌های نامناسب

maladaptive beliefs

باورهای نامناسب

maladaptive emotions

احساسات نامناسب

جملات نمونه

his maladaptive behaviors were affecting his relationships.

رفتارهای ناسازگارانه‌اش بر روابط او تأثیر می‌گذاشت.

maladaptive coping strategies can lead to long-term issues.

استراتژی‌های مقابله‌ای ناسازگارانه می‌توانند منجر به مشکلات طولانی‌مدت شوند.

she recognized her maladaptive thought patterns.

او الگوهای فکری ناسازگارانه‌اش را تشخیص داد.

therapy can help address maladaptive habits.

درمان می‌تواند به رفع عادت‌های ناسازگارانه کمک کند.

maladaptive responses to stress can worsen mental health.

واکنش‌های ناسازگارانه به استرس می‌تواند سلامت روان را بدتر کند.

he was trapped in a cycle of maladaptive behaviors.

او در چرخه‌ای از رفتارهای ناسازگارانه گرفتار شده بود.

maladaptive learning can hinder personal development.

یادگیری ناسازگارانه می‌تواند پیشرفت شخصی را مختل کند.

identifying maladaptive traits is the first step to change.

تشخیص ویژگی‌های ناسازگارانه اولین قدم برای تغییر است.

maladaptive patterns often emerge in childhood.

الگوهای ناسازگارانه اغلب در دوران کودکی ظاهر می‌شوند.

he sought help to overcome his maladaptive tendencies.

او برای غلبه بر گرایش‌های ناسازگارانه‌اش به کمک نیاز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید