maltreater

[ایالات متحده]/mɔːlˈtriːtə/
[بریتانیا]/mɔlˈtritər/

ترجمه

n. کسی که بدرفتاری می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

maltreater behavior

رفتار آزارگر

maltreater actions

اقدامات آزارگر

maltreater tendencies

تمایلات آزارگر

maltreater victim

قربانی آزارگر

maltreater profile

پروفایل آزارگر

maltreater signs

نشانه‌های آزارگر

maltreater history

سابقه آزارگر

maltreater report

گزارش آزارگر

maltreater intervention

مداخله آزارگر

maltreater awareness

آگاهی آزارگر

جملات نمونه

the maltreater was caught abusing the animals.

مظلم‌کار در حال سوء استفاده از حیوانات دستگیر شد.

it is important to report any maltreater to the authorities.

گزارش هر مظلم‌کار به مقامات مهم است.

the community rallied to protect animals from maltreaters.

جامعه برای محافظت از حیوانات در برابر مظلم‌کاران متحد شد.

a maltreater can face severe legal consequences.

یک مظلم‌کار ممکن است با عواقب قانونی جدی روبرو شود.

many organizations work to rescue victims of maltreaters.

سازمان‌های زیادی برای نجات قربانیان مظلم‌کاران تلاش می‌کنند.

the maltreater showed no remorse for his actions.

مظلم‌کار برای اقدامات خود هیچ پشیمانی نشان نداد.

witnesses testified against the maltreater in court.

شهود در دادگاه علیه مظلم‌کار شهادت دادند.

activists are raising awareness about the dangers of maltreaters.

فعال‌ها در حال افزایش آگاهی در مورد خطرات مظلم‌کاران هستند.

support groups are available for victims of maltreaters.

گروه‌های حمایتی برای قربانیان مظلم‌کاران در دسترس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید