mannerism

[ایالات متحده]/'mænərɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'mænə'rɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عادت حرکتی یا شیوه ای از صحبت کردن یا رفتار کردن؛ یک سبک اغراق آمیز یا متمایز در نقاشی یا نوشتن که با برخی عادت ها مشخص می شود.
Word Forms

جملات نمونه

the facade is a strange concoction of northern Mannerism and Italian Baroque.

نما ترکیبی عجیب از هنر منریسمی شمالی و باروک ایتالیایی است.

His mannerisms bear a strong likeness to those of his father.

رفتار او شباهت زیادی به رفتار پدرش دارد.

He’s copied that mannerism from his brother.

او آن رفتار را از برادرش تقلید کرده است.

He has this irritating mannerism of constantly scratching his nose.

او این عادت آزاردهنده ای از خراشیدن مداوم بینی دارد.

Her British accent is just a mannerism picked up on her visit to London.

لهجه بریتانیایی او فقط یک رفتار است که در سفرش به لندن به دست آورده است.

A speech defect or mannerism characterized by mispronunciation of the sounds(s)and(z)as(th)and(th.

یک نقص گفتاری یا رفتار که با تلفظ نادرست صداهای (s) و (z) به عنوان (th) و (th مشخص می‌شود.

He had a mannerism of closing his eyes as he talked, as if he were deep in thought.

او عادت داشت در حالی که صحبت می‌کرد چشمانش را می‌بست، انگار که عمیقاً در فکر بود.

a building that evokes the neoclassic style of architecture without copying it. Tomimic is to make a close imitation, as of another's actions, speech, or mannerisms, often with an intent to ridicule:

ساختمانی که سبک معماری نوکلاسیک را تداعی می کند بدون اینکه آن را کپی کند. تومیمیک به معنای تقلید نزدیک، مانند اعمال، گفتار یا رفتار دیگران، اغلب با قصد تمسخر است:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید