casualness

[ایالات متحده]/'kæʒjuəlnis/
[بریتانیا]/ˈkæ ʒʊəlnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بی‌خیالی؛ عدم نگرانی
Word Forms

جملات نمونه

at the casualness of the waiter.

در مورد بی‌روابطی پیشخدمت

a sense of casualness in the office

حس بی‌روابطی در دفتر

maintain a level of casualness

یک سطح از بی‌روابطی را حفظ کنید

approach the situation with casualness

با بی‌روابطی با این وضعیت برخورد کنید

casualness in his demeanor

بی‌روابطی در رفتار او

a touch of casualness in her speech

کمی بی‌روابطی در صحبت‌های او

casualness in their interactions

بی‌روابطی در تعاملات آنها

exude an air of casualness

فضای بی‌روابطی را از خود نشان دهید

casualness in their relationship

بی‌روابطی در رابطه آنها

she carried herself with casualness

او با بی‌روابطی رفتار می‌کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید