manning

[ایالات متحده]/mæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارکنان; تمام خدمه یا پرسنل در یک قطار، کشتی یا هواپیما

عبارات و ترکیب‌ها

manning the station

مسئولیت ایستگاه را بر عهده داشتن

manning the phones

پاسخگویی به تلفن‌ها

manning the fort

نگهبانی از قلعه

old man

مرد پیر

young man

جوان

no man

هیچ مردی

wise man

مرد خردمند

strong man

مرد قوی

one man

یک مرد

good man

مرد خوب

great man

مرد بزرگ

little man

مرد کوچک

big man

مرد بزرگ

rich man

مرد ثروتمند

poor man

مرد فقیر

honest man

مرد صادق

son of man

بنی آدم

many a man

هر مردی

real man

مرد واقعی

second man

مرد دوم

right-hand man

دست راست

man of god

مرد خدا

new man

مرد جدید

جملات نمونه

a mutiny by those manning the weapons could trigger a global war.

قیام توسط کسانی که مسلسل‌ها را اداره می‌کنند می‌تواند جنگ جهانی را آغاز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید