manoeuvring

[ایالات متحده]/mə'nuvərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استقرار; دستکاری; کنترل.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

skillful manoeuvring

مانور ماهرانه

tactical manoeuvring

مانور تاکتیکی

smooth manoeuvring

مانور روان

precise manoeuvring

مانور دقیق

جملات نمونه

they were manoeuvring him into a betrayal of his countryman.

آنها داشتند او را به گونه‌ای دستکاری می‌کردند که به خیانت نسبت به هموطن خود دست بزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید