marauders

[ایالات متحده]/mə'rɔ:də/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهاجم; غارتگر; شکارچی خشن.

جملات نمونه

The marauder raided the village for supplies.

غارتگر به منظور تهیه آذوقه به روستا حمله کرد.

The marauder was caught stealing from the merchant.

غارتگر در حال سرقت از بازرگان دستگیر شد.

The marauder roamed the countryside looking for easy targets.

غارتگر در مناطق روستایی به دنبال اهداف آسان می‌گشت.

The marauder's hideout was discovered by the authorities.

محل اختفای غارتگر توسط مقامات کشف شد.

The marauder was notorious for his ruthless tactics.

غارتگر به دلیل تاکتیک‌های بی‌رحمانه‌اش بدنام بود.

The marauder attacked caravans traveling through the desert.

غارتگر به کاروان‌هایی که از صحرا عبور می‌کردند، حمله کرد.

The marauder's gang terrorized the small town for weeks.

گنگستران غارتگر به مدت چند هفته شهر کوچک را به وحشت انداختند.

The marauder was known for his swift and silent movements.

غارتگر به دلیل حرکات سریع و بی‌صدايش مشهور بود.

The marauder disguised himself as a traveler to blend in with the crowd.

غارتگر خود را به عنوان یک مسافر در نظر گرفت تا با جمعیت مخلوط شود.

The marauder's reign of terror came to an end when he was captured by the authorities.

حکومت وحشت غارتگر زمانی به پایان رسید که توسط مقامات دستگیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید