marshland

[ایالات متحده]/'mɑːʃlənd/
[بریتانیا]/'mɑrʃlænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه‌ای باتلاقی که با محیطی آبlogged و غالباً باتلاقی که با پوشش گیاهی پوشیده شده است، مشخص می‌شود و برای رشد گیاهان و حیوانات آبی مناسب است.
Word Forms

جملات نمونه

reclaim marshlands; reclaim strip-mined land.

بازیافت تالاب‌ها؛ بازسازی زمین‌های استخراج شده

It settles the nonce dangersome problem of crossing through the marshland by foot, and is simple in structure and convenient in use.

این مسئله مشکل عبور خطرناک از طریق تالاب را با پای حل می‌کند و ساختاری ساده و استفاده آسان دارد.

The marshland is home to a variety of bird species.

تالاب زیستگاه انواع گونه‌های پرندگان است.

The researchers are studying the ecology of the marshland.

محققان در حال مطالعه اکولوژی تالاب هستند.

The marshland provides important habitat for many wildlife species.

تالاب زیستگاه مهمی برای بسیاری از گونه‌های حیات وحش فراهم می‌کند.

The marshland is prone to flooding during heavy rains.

تالاب در هنگام باران‌های شدید مستعد سیل است.

The marshland is a valuable resource for biodiversity conservation.

تالاب منبع ارزشمندی برای حفاظت از تنوع زیستی است.

The local community depends on the marshland for fishing and agriculture.

جامعه محلی برای ماهیگیری و کشاورزی به تالاب وابسته است.

The marshland is a popular destination for birdwatchers.

تالاب مقصد محبوبی برای پرنده‌نگران است.

The government is implementing measures to protect the marshland from degradation.

دولت اقداماتی را برای محافظت از تالاب در برابر تخریب در حال اجرا است.

The marshland ecosystem is fragile and requires careful management.

زیستگاه تالاب شکننده است و نیاز به مدیریت دقیق دارد.

The marshland is a unique and important wetland habitat.

تالاب زیستگاه منحصر به فرد و مهمی در مناطق مرطوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید