traitorous

[ایالات متحده]/ˈtreɪtərəs/
[بریتانیا]/ˈtreɪtərəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خیانت کردن یا خیانت کرده به کسی یا چیزی؛ مشخصه خیانت

عبارات و ترکیب‌ها

traitorous act

اقدام خائنانه

traitorous behavior

رفتار خائنانه

traitorous friend

دوست خائن

traitorous actions

اقدامات خائنانه

traitorous intentions

قصد خیانت

traitorous thoughts

افکار خائنانه

traitorous plans

برنامه‌های خائنانه

traitorous leader

رهبر خائن

traitorous country

کشور خائن

traitorous ally

همپیمان خائن

جملات نمونه

his traitorous actions shocked everyone.

اقدامات خائنانه او شوک بزرگی را به وجود آورد.

she was labeled as traitorous by her peers.

او توسط همسالانش خائن شناخته شد.

the traitorous spy was caught red-handed.

جاسوس خائن در محل دستگیر شد.

they considered his traitorous remarks unacceptable.

آنها نظرات خائنانه او را غیرقابل قبول دانستند.

his traitorous behavior led to his downfall.

رفتار خائنانه او منجر به سقوط او شد.

the traitorous letter was discovered by the authorities.

نامه خائنانه توسط مقامات کشف شد.

she felt betrayed by his traitorous friendship.

او به دوستی خائنانه او احساس خیانت کرد.

the traitorous plot was foiled by the security team.

طرح خائنانه توسط تیم امنیتی خنثی شد.

his traitorous loyalty to the enemy was unforgivable.

وفاداری خائنانه او به دشمن غیرقابل بخشش بود.

they held a trial for the traitorous leader.

آنها برای رهبر خائن محاکمه برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید