survivor

[ایالات متحده]/səˈvaɪvə(r)/
[بریتانیا]/sərˈvaɪvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که به زندگی یا وجود ادامه می‌دهد، به‌ویژه پس از تجربه یک وضعیت خطرناک یا دشوار.
Word Forms
جمعsurvivors

جملات نمونه

the survivors of the wreck.

نجات یافتگان حادثه

a survivor from the Titanic

یک بازمانده از تایتانیک

The sole survivor of the crash was an infant.

تنها بازمانده حادثه یک نوزاد بود.

There was only one survivor of the plane crash.

فقط یک بازمانده از سقوط هواپیما وجود داشت.

a survivor from last year's team.

یک بازمانده از تیم سال گذشته

a desperate attempt to find survivors of the accident

یک تلاش ناامیدانه برای یافتن بازماندگان حادثه

It must have been terrible for the survivors.

باید برای بازماندگان وحشتناک بوده باشد.

Each of the survivors had a terrible tale to tell.

هر یک از بازماندگان داستان وحشتناکی برای گفتن داشتند.

the survivors were airlifted to safety.

نجات‌یافتگان با بالگرد به سلامت منتقل شدند.

the sole survivor of the crash.See Synonyms at single

تنها بازمانده حادثه. برای یافتن مترادفها به single مراجعه کنید

The survivors of the shipwreck jury-rigged some fishing gear.

نجات یافتگان کشتی به طور موقت وسایل ماهیگیری درست کردند.

Razer Tergum was an excellent desert survivor there before Az animated her.

رازرتگرگم قبل از اینکه آز او را زنده کند، یک بازمانده عالی در صحرا بود.

The survivor - - leaderless,lawless,foodless - - begin to return to order.

بازمانده - بدون رهبر، بدون قانون، بدون غذا - شروع به بازگشت به نظم کردند.

As an Infected, incap a Survivor who has entered and left a safe room.

به عنوان یک آلوده، یک بازمانده ای که وارد و خارج از یک اتاق امن شده است، ناتوان است.

Layoff survivors can easily fall into 'pity parties' where they kvetch about the state of their workplace.

افرادی که از تعدیل نیرو جان سالم به در برده‌اند به راحتی می‌توانند در «دورهمی‌های ترحم» بیفتند و در مورد وضعیت محل کار خود شکایت کنند.

Some experts predict that as the number of preemie survivors climbs, the population of kids with CP will move in lockstep.

برخی از کارشناسان پیش بینی می کنند که با افزایش تعداد بازماندگان نوزادان نارس، جمعیت کودکان مبتلا به CP به صورت گام به گام افزایش یابد.

Tainted by association with the Witch King and the violent madness of Aenarion, the survivors of Nagarythe are very different type of Asur.

آلوده به ارتباط با پادشاه ساحره و جنون خشونت آمیز آیناریون، بازماندگان ناگاریت نوع بسیار متفاوتی از آسور هستند.

Another lady whose bumpy emotional journey has led her to help others is Martha Lane Fox, dotcom millionairess, near-death survivor and head of her own charity, Antigone.

بانوی دیگری که سفر عاطفی ناهموارش باعث شده به دیگران کمک کند، مارتا لین فاکس، میلیونر دات‌کام، بازمانده مرگ نزدیک و رئیس خیریه خود، آنتیگون است.

If there is a flaw it is a lack of contact with the characters—the only figure portrayed with feeling is the flippant and omnisexual Hana Hanakova who becomes the real survivor of the story.

اگر ضعفی وجود دارد، فقدان ارتباط با شخصیت‌ها است - تنها شخصیتی که با احساس به تصویر کشیده شده، هانا هاناکوا است که زن بی‌خیال و چندگانه باوفایی است که به بازمانده واقعی داستان تبدیل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید