martyrization

[ایالات متحده]/ˌmɑːtərɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌmɑrtərɪˈzeɪʃən/

ترجمه

n. عمل شهادت دادن یا حالت شهادت یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

martyrization process

فرآیند بهائی

martyrization theory

نظریه بهائی

martyrization effects

اثرات بهائی

martyrization narrative

روایت بهائی

martyrization practices

شیوه‌های بهائی

martyrization discourse

گفتمان بهائی

martyrization symbolism

نمادگرایی بهائی

martyrization culture

فرهنگ بهائی

martyrization movement

جنبش بهائی

martyrization ideology

ایدئولوژی بهائی

جملات نمونه

martyrization often leads to a glorified perception of sacrifice.

شهدای شدن اغلب منجر به درک اغراق‌آمیز از ایثارگری می‌شود.

the concept of martyrization can be seen in various cultures.

می‌توان مفهوم شهدای شدن را در فرهنگ‌های مختلف مشاهده کرد.

some leaders promote martyrization to inspire their followers.

برخی از رهبران برای الهام بخشیدن به پیروان خود شهدای شدن را ترویج می‌کنند.

martyrization may distort the true nature of a cause.

شهدای شدن ممکن است ماهیت واقعی یک هدف را تحریف کند.

in literature, martyrization is often used to highlight heroism.

در ادبیات، شهدای شدن اغلب برای برجسته کردن قهرمانی استفاده می‌شود.

critics argue that martyrization can be manipulative.

منتقدان استدلال می‌کنند که شهدای شدن می‌تواند دستکاری‌کننده باشد.

martyrization can create a powerful narrative in storytelling.

شهدای شدن می‌تواند یک روایت قدرتمند در داستان‌سرایی ایجاد کند.

some movements rely on martyrization to gain sympathy.

برخی از جنبش‌ها برای جلب همدردی به شهدای شدن متکی هستند.

martyrization often leads to a cycle of violence.

شهدای شدن اغلب منجر به چرخه خشونت می‌شود.

understanding martyrization is crucial for historical analysis.

درک شهدای شدن برای تحلیل تاریخی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید