masculine-biased

[ایالات متحده]/[ˈmæskjʊlɪn baɪəst]/
[بریتانیا]/[ˈmæskjʊlɪn baɪəst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان دادن ترجیح یا ترجیح دادن به مردان؛ نشان دادن ویژگی‌های مردانه به حد زیادی؛ تحت تأثیر یا منعکس کردن یک نگاه یا دیدگاه مردانه؛ نمایش ویژگی‌هایی که به طور سنتی با مردانگی مرتبط است، اغلب با حذف ویژگی‌های زنانه.

عبارات و ترکیب‌ها

masculine-biased language

زبان تحریف‌کننده جنسیتی

avoid masculine-biased

پرهیز از زبان تحریف‌کننده جنسیتی

masculine-biased terms

اصطلاحات تحریف‌کننده جنسیتی

inherently masculine-biased

به طور ذاتی تحریف‌کننده جنسیتی

was masculine-biased

تحریف‌کننده جنسیتی بود

challenging masculine-biased

چالش‌زدن به تحریف‌کننده جنسیتی

overcoming masculine-biased

پشتیبانی از تحریف‌کننده جنسیتی

masculine-biased framing

چارچوب‌های تحریف‌کننده جنسیتی

critiquing masculine-biased

انتقاد به تحریف‌کننده جنسیتی

addressing masculine-biased

مقابله با تحریف‌کننده جنسیتی

جملات نمونه

the historical narrative often presents a masculine-biased view of leadership.

روایت تاریخی اغلب یک دیدگاه مردانه-مایل به رهبری ارائه می‌دهد.

we need to critically examine the masculine-biased assumptions within the data.

ما باید فرضیات مایل به مردانه در داده‌ها را به طور نقدی بررسی کنیم.

the marketing campaign perpetuated a masculine-biased ideal of success.

کمپین بازاریابی یک ایده‌آل موفقیت مایل به مردانه را تداوم داد.

academic research has been criticized for its masculine-biased methodologies.

پژوهش‌های آکادمیک به دلیل روش‌های مایل به مردانه مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.

the language used in the report was noticeably masculine-biased.

زبانی که در گزارش استفاده شد، به طور قابل توجهی مایل به مردانه بود.

it's important to challenge the masculine-biased norms in the workplace.

چالش دادن به نرم‌های مایل به مردانه در محیط کار مهم است.

the film's plot reinforced a traditionally masculine-biased storyline.

داستان فیلم یک داستان‌چگونگی مایل به مردانه سنتی را تقویت کرد.

the study revealed a significant masculine-biased perspective on family roles.

این مطالعه یک دیدگاه مایل به مردانه قابل توجه در مورد نقش‌های خانوادگی را آشکار کرد.

the curriculum should be revised to address its masculine-biased content.

باید محتوای مایل به مردانه در کتاب درسی را بازنگری کرد.

the analysis highlighted a pervasive masculine-biased influence on policy decisions.

تحلیل اثر مایل به مردانه گسترده‌ای در تصمیمات سیاستی را نشان داد.

we aim to create a more inclusive environment, free from masculine-biased expectations.

ما هدف خلق یک محیط جامع‌تر را داریم که از انتظارات مایل به مردانه آزاد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید