masculine-biased language
زبان تحریفکننده جنسیتی
avoid masculine-biased
پرهیز از زبان تحریفکننده جنسیتی
masculine-biased terms
اصطلاحات تحریفکننده جنسیتی
inherently masculine-biased
به طور ذاتی تحریفکننده جنسیتی
was masculine-biased
تحریفکننده جنسیتی بود
challenging masculine-biased
چالشزدن به تحریفکننده جنسیتی
overcoming masculine-biased
پشتیبانی از تحریفکننده جنسیتی
masculine-biased framing
چارچوبهای تحریفکننده جنسیتی
critiquing masculine-biased
انتقاد به تحریفکننده جنسیتی
addressing masculine-biased
مقابله با تحریفکننده جنسیتی
the historical narrative often presents a masculine-biased view of leadership.
روایت تاریخی اغلب یک دیدگاه مردانه-مایل به رهبری ارائه میدهد.
we need to critically examine the masculine-biased assumptions within the data.
ما باید فرضیات مایل به مردانه در دادهها را به طور نقدی بررسی کنیم.
the marketing campaign perpetuated a masculine-biased ideal of success.
کمپین بازاریابی یک ایدهآل موفقیت مایل به مردانه را تداوم داد.
academic research has been criticized for its masculine-biased methodologies.
پژوهشهای آکادمیک به دلیل روشهای مایل به مردانه مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
the language used in the report was noticeably masculine-biased.
زبانی که در گزارش استفاده شد، به طور قابل توجهی مایل به مردانه بود.
it's important to challenge the masculine-biased norms in the workplace.
چالش دادن به نرمهای مایل به مردانه در محیط کار مهم است.
the film's plot reinforced a traditionally masculine-biased storyline.
داستان فیلم یک داستانچگونگی مایل به مردانه سنتی را تقویت کرد.
the study revealed a significant masculine-biased perspective on family roles.
این مطالعه یک دیدگاه مایل به مردانه قابل توجه در مورد نقشهای خانوادگی را آشکار کرد.
the curriculum should be revised to address its masculine-biased content.
باید محتوای مایل به مردانه در کتاب درسی را بازنگری کرد.
the analysis highlighted a pervasive masculine-biased influence on policy decisions.
تحلیل اثر مایل به مردانه گستردهای در تصمیمات سیاستی را نشان داد.
we aim to create a more inclusive environment, free from masculine-biased expectations.
ما هدف خلق یک محیط جامعتر را داریم که از انتظارات مایل به مردانه آزاد است.
masculine-biased language
زبان تحریفکننده جنسیتی
avoid masculine-biased
پرهیز از زبان تحریفکننده جنسیتی
masculine-biased terms
اصطلاحات تحریفکننده جنسیتی
inherently masculine-biased
به طور ذاتی تحریفکننده جنسیتی
was masculine-biased
تحریفکننده جنسیتی بود
challenging masculine-biased
چالشزدن به تحریفکننده جنسیتی
overcoming masculine-biased
پشتیبانی از تحریفکننده جنسیتی
masculine-biased framing
چارچوبهای تحریفکننده جنسیتی
critiquing masculine-biased
انتقاد به تحریفکننده جنسیتی
addressing masculine-biased
مقابله با تحریفکننده جنسیتی
the historical narrative often presents a masculine-biased view of leadership.
روایت تاریخی اغلب یک دیدگاه مردانه-مایل به رهبری ارائه میدهد.
we need to critically examine the masculine-biased assumptions within the data.
ما باید فرضیات مایل به مردانه در دادهها را به طور نقدی بررسی کنیم.
the marketing campaign perpetuated a masculine-biased ideal of success.
کمپین بازاریابی یک ایدهآل موفقیت مایل به مردانه را تداوم داد.
academic research has been criticized for its masculine-biased methodologies.
پژوهشهای آکادمیک به دلیل روشهای مایل به مردانه مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
the language used in the report was noticeably masculine-biased.
زبانی که در گزارش استفاده شد، به طور قابل توجهی مایل به مردانه بود.
it's important to challenge the masculine-biased norms in the workplace.
چالش دادن به نرمهای مایل به مردانه در محیط کار مهم است.
the film's plot reinforced a traditionally masculine-biased storyline.
داستان فیلم یک داستانچگونگی مایل به مردانه سنتی را تقویت کرد.
the study revealed a significant masculine-biased perspective on family roles.
این مطالعه یک دیدگاه مایل به مردانه قابل توجه در مورد نقشهای خانوادگی را آشکار کرد.
the curriculum should be revised to address its masculine-biased content.
باید محتوای مایل به مردانه در کتاب درسی را بازنگری کرد.
the analysis highlighted a pervasive masculine-biased influence on policy decisions.
تحلیل اثر مایل به مردانه گستردهای در تصمیمات سیاستی را نشان داد.
we aim to create a more inclusive environment, free from masculine-biased expectations.
ما هدف خلق یک محیط جامعتر را داریم که از انتظارات مایل به مردانه آزاد است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید