male-centric view
نگاه مرکزی مردان
male-centric narrative
داستان مرکزی مردان
becoming male-centric
شدن مرکزی مردان
male-centric culture
فرهنگ مرکزی مردان
inherently male-centric
به طور ذاتی مرکزی مردان
male-centric design
طراحی مرکزی مردان
avoid male-centric
پرهیز از مرکزی مردان
was male-centric
مرکزی مردان بود
male-centric approach
رویکرد مرکزی مردان
critiquing male-centric
انتقاد به مرکزی مردان
the marketing campaign was heavily male-centric, failing to appeal to a wider audience.
کمپین بازاریابی به شدت مرکزیت مردانه بود و نتوانست جذب یک جمعیت گستردهتر را به دست آورد.
critics argued the film's narrative was overly male-centric and lacked female representation.
انتقادات میگوید داستان فیلم بسیار مرکزیت مردانه بود و نمایش زنان را فراموش کرده بود.
the company's leadership team is predominantly male-centric, raising concerns about diversity.
تیم رهبری شرکت به طور اصلی مرکزیت مردانه است و نگرانیهایی در مورد تنوع ایجاد میکند.
the historical account presented a male-centric view of events, neglecting women's roles.
شرح تاریخی یک نگاه مرکزیت مردانه از رویدادها ارائه داد و نقش زنان را نادیده گرفت.
we need to move away from male-centric design and create more inclusive products.
ما باید از طراحی مرکزیت مردانه فاصله بگیریم و محصولات بیشتری ایجاد کنیم که شامل همه افراد باشند.
the research highlighted how the industry's standards were inherently male-centric.
پژوهش نشان داد چگونه استانداردهای صنعت به طور ذاتی مرکزیت مردانه بود.
the discussion shifted to address the problem of a male-centric approach in the workplace.
بحث به سوی مسئله رویکرد مرکزیت مردانه در محیط کار تغییر کرد.
it's important to challenge male-centric assumptions in education and promote gender equality.
مهم است که فرضیات مرکزیت مردانه در آموزش را چالش بگیریم و برابری جنسیتی را ترویج دهیم.
the study revealed a deeply male-centric culture within the organization.
این مطالعه یک فرهنگ به شدت مرکزیت مردانه در داخل سازمان را آشکار کرد.
the report criticized the media for its consistently male-centric portrayal of characters.
گزارش رسانه را به دلیل نمایش یکنواخت مرکزیت مردانه از شخصیتها مورد انتقاد قرار داد.
the new initiative aims to deconstruct the male-centric norms prevalent in the industry.
این مبادرت جدید به دنبال تجزیه و تحلیل نرمهای مرکزیت مردانه که در صنعت رایج هستند، است.
male-centric view
نگاه مرکزی مردان
male-centric narrative
داستان مرکزی مردان
becoming male-centric
شدن مرکزی مردان
male-centric culture
فرهنگ مرکزی مردان
inherently male-centric
به طور ذاتی مرکزی مردان
male-centric design
طراحی مرکزی مردان
avoid male-centric
پرهیز از مرکزی مردان
was male-centric
مرکزی مردان بود
male-centric approach
رویکرد مرکزی مردان
critiquing male-centric
انتقاد به مرکزی مردان
the marketing campaign was heavily male-centric, failing to appeal to a wider audience.
کمپین بازاریابی به شدت مرکزیت مردانه بود و نتوانست جذب یک جمعیت گستردهتر را به دست آورد.
critics argued the film's narrative was overly male-centric and lacked female representation.
انتقادات میگوید داستان فیلم بسیار مرکزیت مردانه بود و نمایش زنان را فراموش کرده بود.
the company's leadership team is predominantly male-centric, raising concerns about diversity.
تیم رهبری شرکت به طور اصلی مرکزیت مردانه است و نگرانیهایی در مورد تنوع ایجاد میکند.
the historical account presented a male-centric view of events, neglecting women's roles.
شرح تاریخی یک نگاه مرکزیت مردانه از رویدادها ارائه داد و نقش زنان را نادیده گرفت.
we need to move away from male-centric design and create more inclusive products.
ما باید از طراحی مرکزیت مردانه فاصله بگیریم و محصولات بیشتری ایجاد کنیم که شامل همه افراد باشند.
the research highlighted how the industry's standards were inherently male-centric.
پژوهش نشان داد چگونه استانداردهای صنعت به طور ذاتی مرکزیت مردانه بود.
the discussion shifted to address the problem of a male-centric approach in the workplace.
بحث به سوی مسئله رویکرد مرکزیت مردانه در محیط کار تغییر کرد.
it's important to challenge male-centric assumptions in education and promote gender equality.
مهم است که فرضیات مرکزیت مردانه در آموزش را چالش بگیریم و برابری جنسیتی را ترویج دهیم.
the study revealed a deeply male-centric culture within the organization.
این مطالعه یک فرهنگ به شدت مرکزیت مردانه در داخل سازمان را آشکار کرد.
the report criticized the media for its consistently male-centric portrayal of characters.
گزارش رسانه را به دلیل نمایش یکنواخت مرکزیت مردانه از شخصیتها مورد انتقاد قرار داد.
the new initiative aims to deconstruct the male-centric norms prevalent in the industry.
این مبادرت جدید به دنبال تجزیه و تحلیل نرمهای مرکزیت مردانه که در صنعت رایج هستند، است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید