meagrely

[ایالات متحده]/ˈmiːɡəli/
[بریتانیا]/ˈmiɡərli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور نازک; به طور ضعیف; به طور ضعیف; به طور اندک

عبارات و ترکیب‌ها

meagrely supplied

تامین شده به مقدار کم

meagrely funded

بودجه‌بندی شده به مقدار کم

meagrely populated

جمعیت کم

meagrely dressed

به مقدار کم لباس پوشیده شده

meagrely rewarded

به مقدار کم پاداش داده شده

meagrely supported

به مقدار کم پشتیبانی شده

meagrely expressed

به مقدار کم بیان شده

meagrely available

به مقدار کم در دسترس

meagrely represented

به مقدار کم نمایندگی شده

meagrely maintained

به مقدار کم نگهداری شده

جملات نمونه

he was meagrely rewarded for his hard work.

او برای تلاش‌های سختش به میزان کمتری پاداش گرفت.

the meagrely funded project struggled to achieve its goals.

پروژه با بودجه کم، برای دستیابی به اهداف خود با مشکل مواجه شد.

she meagrely contributed to the community service.

او به میزان کمی به خدمات اجتماعی کمک کرد.

the meagrely stocked shelves left customers disappointed.

قفسه‌های کم‌وسلی مشتریان را ناامید کرد.

his meagrely paid job hardly covered his expenses.

جالب است که شغل او که به میزان کمتری پرداخت می‌شد، به سختی توانست هزینه‌هایش را پوشش دهد.

they meagrely celebrated their anniversary with a simple dinner.

آنها سالگرد عروسی خود را با یک شام ساده به میزان کمی جشن گرفتند.

the meagrely populated area lacked basic amenities.

منطقه کم جمعیت، فاقد امکانات اولیه بود.

she felt meagrely appreciated for her efforts.

او احساس کرد که برای تلاش‌هایش به میزان کمی قدردانی شده است.

the meagrely written report failed to impress the board.

گزارش کم‌کیفیت نتوانست هیئت مدیره را تحت تأثیر قرار دهد.

his meagrely decorated office felt cold and uninviting.

دفتر کار او که به میزان کمتری تزئین شده بود، سرد و غیردعوت کننده به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید