meant to be
قرار بود
meant to last
قرار گرفتن برای دوام آوردن
meant to happen
قرار گرفتن برای رخ دادن
meant well
قصد خیر داشتن
This was meant for a joke.
این برای یک شوخی طراحی شده بود.
This restaurant is meant to be excellent.
این رستوران قرار است عالی باشد.
this one's meant to be priceless.
این یکی قرار است گرانبها باشد.
That was meant to be a dig at me.
قرار بود این یک کنایه به من باشد.
They probably meant well.
احتمالاً منظورشان خیر بود.
You are meant to leave a tip.
قرار است انعام بگذارید.
a building that was meant for storage; a student who was meant to be a scientist.
ساختمانی که برای نگهداری در نظر گرفته شده بود؛ دانشجویی که قرار بود دانشمند باشد.
what is meant by ‘fair’ ?.
منظور از 'منصفانه' چیست؟
I meant you, not Jones.
منظورم شما بودید، نه جونز.
the jacket was meant for a much larger person.
ژاکت برای یک فرد بسیار بزرگتر طراحی شده بود.
white is meant to represent purity and innocence.
رنگ سفید برای نشان دادن پاکی و معصومیت در نظر گرفته شده است.
The danger meant nothing to them.
خطر برای آنها هیچ معنایی نداشت.
I believe he is meant to be a soldier.
من فکر میکنم او قرار است سرباز باشد.
I meant no offense.
منظورم بیاحترامی نبود.
I was never meant for the army.
من هرگز برای ارتش ساخته نشده بودم.
I meant nothing by it at all.
من اصلاً منظوری پشت آن نداشتم.
meant to be
قرار بود
meant to last
قرار گرفتن برای دوام آوردن
meant to happen
قرار گرفتن برای رخ دادن
meant well
قصد خیر داشتن
This was meant for a joke.
این برای یک شوخی طراحی شده بود.
This restaurant is meant to be excellent.
این رستوران قرار است عالی باشد.
this one's meant to be priceless.
این یکی قرار است گرانبها باشد.
That was meant to be a dig at me.
قرار بود این یک کنایه به من باشد.
They probably meant well.
احتمالاً منظورشان خیر بود.
You are meant to leave a tip.
قرار است انعام بگذارید.
a building that was meant for storage; a student who was meant to be a scientist.
ساختمانی که برای نگهداری در نظر گرفته شده بود؛ دانشجویی که قرار بود دانشمند باشد.
what is meant by ‘fair’ ?.
منظور از 'منصفانه' چیست؟
I meant you, not Jones.
منظورم شما بودید، نه جونز.
the jacket was meant for a much larger person.
ژاکت برای یک فرد بسیار بزرگتر طراحی شده بود.
white is meant to represent purity and innocence.
رنگ سفید برای نشان دادن پاکی و معصومیت در نظر گرفته شده است.
The danger meant nothing to them.
خطر برای آنها هیچ معنایی نداشت.
I believe he is meant to be a soldier.
من فکر میکنم او قرار است سرباز باشد.
I meant no offense.
منظورم بیاحترامی نبود.
I was never meant for the army.
من هرگز برای ارتش ساخته نشده بودم.
I meant nothing by it at all.
من اصلاً منظوری پشت آن نداشتم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید