unintended

[ایالات متحده]/ʌnɪn'tendɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnɪn'tɛndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر عمدی، غیر آگاهانه

عبارات و ترکیب‌ها

unintended consequence

عواقب ناخواسته

unintended impact

تاثیر ناخواسته

unintended outcome

نتیجه ناخواسته

جملات نمونه

an unintended slight can create grudges.

یک اشتباه ناخواسته می‌تواند باعث ایجاد کینه شود.

the unintended consequences of people's actions.

پیامدهای ناخواسته اعمال مردم.

the passage of time has invested the words with an unintended humour.

گذشت زمان به این کلمات طعنه‌ای ناخواسته بخشیده است.

unintended consequences of technology

پیامدهای ناخواسته فناوری

unintended consequences of social media

پیامدهای ناخواسته رسانه‌های اجتماعی

unintended consequences of climate change

پیامدهای ناخواسته تغییرات آب و هوایی

unintended consequences of globalization

پیامدهای ناخواسته جهانی‌شدن

unintended consequences of a decision

پیامدهای ناخواسته یک تصمیم

unintended consequences of a policy

پیامدهای ناخواسته یک سیاست

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید