meh

[ایالات متحده]/mɛ/
[بریتانیا]/mɛ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

interj. برای بیان بی‌تفاوتی یا کمبود اشتیاق استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

meh moment

لحظه می

meh feeling

احساس می

meh response

پاسخ می

meh attitude

نگاه می

meh review

بررسی می

meh vibe

فضای می

meh reaction

واکنش می

meh opinion

نظر می

meh game

بازی می

meh show

نمایش می

جملات نمونه

that movie was just meh.

آن فیلم فقط معمولی بود.

her performance was kind of meh.

اجرای او کمی معمولی بود.

the food at that restaurant is meh.

غذا در آن رستوران معمولی است.

i thought the concert would be great, but it was meh.

فکر کردم کنسرت عالی خواهد بود، اما معمولی بود.

his response to the news was just meh.

پاسخ او به این خبر فقط معمولی بود.

the game was meh, not worth the hype.

بازی معمولی بود، ارزش این همه هیاهو را نداشت.

she gave a meh review of the book.

او یک نظر معمولی درباره کتاب داد.

after all the excitement, the ending was just meh.

بعد از همه هیجان، پایان فقط معمولی بود.

his explanation was a bit meh.

توضیح او کمی معمولی بود.

the party was fun, but the music was meh.

مهمانی سرگرم کننده بود، اما موسیقی معمولی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید