meld

[ایالات متحده]/meld/
[بریتانیا]/meld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ادغام کردن; مخلوط کردن
vt. باعث ادغام شدن; باعث مخلوط شدن
n. ترکیب; همجوشی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریmelding
جمعmelds
شکل سوم شخص مفردmelds
زمان گذشتهmelded
قسمت سوم فعلmelded

عبارات و ترکیب‌ها

meld together

ترکیب شدن

meld into

ادغام شدن در

meld with

ترکیب با

جملات نمونه

a meld of many contributions.

ترکیبی از مشارکت‌های فراوان

a meld of diverse ethnic stocks

ترکیبی از اقوام مختلف

a player has melded four kings.

یک بازیکن چهار شاه را ترکیب کرده است.

a professional position that seemed to meld all his training

موقعیتی حرفه‌ای که به نظر می‌رسید تمام آموزش‌های او را ترکیب می‌کند.

By melding this alien symbiote with the war-suit given to him by Doctor Doom,he can greatly enhance his already impressive strength and achieve ultimate devastation.

با ترکیب این همزیستی بیگانه با لباس جنگی که توسط دکتر دوم به او داده شده است، او می‌تواند قدرت از قبل قابل توجه خود را به میزان زیادی افزایش داده و به ویرانی نهایی برسد.

Palate Fresh and lively! Full flavoured, rich and generous. Wild raspberry and loganberry fruit flavours meld with round, ripe chewy tannins.

طعم دهان: تازه و پر جنب و جوش! طعم کامل، غنی و سخاوتمندانه. طعم میوه های تمشک وحشی و بلوبری با تانن های رسیده و جویدنی ترکیب می شود.

We both say it's over, but nevertheless hesitate, my retreats in the face of your advances melding into a rhythmless cha-cha.

ما هر دو می گوییم که تمام شده است، اما با این وجود مرددیم، عقب نشینی های من در برابر پیشروی های شما به ریتمی بی نظم تبدیل می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید