sing mellifluously
خواندن به صورت ملیفلووس
speak mellifluously
گفتن به صورت ملیفلووس
flow mellifluously
جریان به صورت ملیفلووس
sound mellifluously
صدا به صورت ملیفلووس
the soprano sang mellifluously, filling the concert hall with golden tones.
سرانو با صدای نرم و زیبایی خواند، سالن کنسرت را با نواهای طلایی پر کرد.
he mellifluously described the sunset, painting vivid pictures with his words.
او غروب خورشید را با زبانی نرم و زیبایی توصیف کرد و تصاویر زنده ای رسم کرد.
the stream flowed mellifluously over smooth stones, creating a peaceful melody.
رودخانه با جریان نرم و زیبایی روی سنگ های صاف جریان می یافت و یک مелودی آرام ایجاد می کرد.
she mellifluously played the violin, each note dripping with honeyed sweetness.
او با نوازش نرم و زیبایی ویولن را بازی می کرد، هر نت با شیرینی عسلی جریان می یافت.
the narrator mellifluously voiced the characters, bringing them to life.
خواننده با صدای نرم و زیبایی شخصیت ها را بازی می کرد و آنها را به حیات بازگرداند.
the poem mellifluously cascaded from her lips, each line perfectly measured.
شاعر با زبان نرم و زیبایی شعر را از لیپش جاری کرد، هر خط با دقت کامل اندازه گیری شده بود.
the old grandfather clock ticked mellifluously, its chime echoing through the hallway.
ساعت پدربزرگ قدیمی با زنگ نرم و زیبایی زنگ می زد و صدای آن از طریق راهرو تکرار می شد.
he mellifluously whispered sweet nothings into her ear on their anniversary.
در سالگردشان، او با صدای نرم و زیبایی گوشه گوش او را با کلمات شیرین پر کرد.
the jazz pianist tickled the ivories mellifluously, weaving magical sounds through the room.
نوازندگان جاز با نرمی و زیبایی ایвоورها را میانگذارند و صدای سحرآمیزی از طریق اتاق جاری می کنند.
her mellifluously written descriptions transported readers to magical worlds.
توصیف های او با زبان نرم و زیبایی خوانندگان را به دنیای سحرآمیزی منتقل کرد.
the autumn wind sang mellifluously through the trees, creating a rustling symphony.
باد پاییزی با زیبایی نرم و زیبایی از درختان عبور کرد و یک سymphonی لرزش ایجاد کرد.
the choir director led mellifluously, guiding the voices into perfect harmony.
رئیس گروه خوانندگی با زیبایی نرم و زیبایی رهبری می کرد و صدای خوانندگان را به هماهنگی کامل هدایت می کرد.
sing mellifluously
خواندن به صورت ملیفلووس
speak mellifluously
گفتن به صورت ملیفلووس
flow mellifluously
جریان به صورت ملیفلووس
sound mellifluously
صدا به صورت ملیفلووس
the soprano sang mellifluously, filling the concert hall with golden tones.
سرانو با صدای نرم و زیبایی خواند، سالن کنسرت را با نواهای طلایی پر کرد.
he mellifluously described the sunset, painting vivid pictures with his words.
او غروب خورشید را با زبانی نرم و زیبایی توصیف کرد و تصاویر زنده ای رسم کرد.
the stream flowed mellifluously over smooth stones, creating a peaceful melody.
رودخانه با جریان نرم و زیبایی روی سنگ های صاف جریان می یافت و یک مелودی آرام ایجاد می کرد.
she mellifluously played the violin, each note dripping with honeyed sweetness.
او با نوازش نرم و زیبایی ویولن را بازی می کرد، هر نت با شیرینی عسلی جریان می یافت.
the narrator mellifluously voiced the characters, bringing them to life.
خواننده با صدای نرم و زیبایی شخصیت ها را بازی می کرد و آنها را به حیات بازگرداند.
the poem mellifluously cascaded from her lips, each line perfectly measured.
شاعر با زبان نرم و زیبایی شعر را از لیپش جاری کرد، هر خط با دقت کامل اندازه گیری شده بود.
the old grandfather clock ticked mellifluously, its chime echoing through the hallway.
ساعت پدربزرگ قدیمی با زنگ نرم و زیبایی زنگ می زد و صدای آن از طریق راهرو تکرار می شد.
he mellifluously whispered sweet nothings into her ear on their anniversary.
در سالگردشان، او با صدای نرم و زیبایی گوشه گوش او را با کلمات شیرین پر کرد.
the jazz pianist tickled the ivories mellifluously, weaving magical sounds through the room.
نوازندگان جاز با نرمی و زیبایی ایвоورها را میانگذارند و صدای سحرآمیزی از طریق اتاق جاری می کنند.
her mellifluously written descriptions transported readers to magical worlds.
توصیف های او با زبان نرم و زیبایی خوانندگان را به دنیای سحرآمیزی منتقل کرد.
the autumn wind sang mellifluously through the trees, creating a rustling symphony.
باد پاییزی با زیبایی نرم و زیبایی از درختان عبور کرد و یک سymphonی لرزش ایجاد کرد.
the choir director led mellifluously, guiding the voices into perfect harmony.
رئیس گروه خوانندگی با زیبایی نرم و زیبایی رهبری می کرد و صدای خوانندگان را به هماهنگی کامل هدایت می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید