sweetly

[ایالات متحده]/ˈs wi:tlɪ/
[بریتانیا]/'switli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای دلپذیر و ملودیک; به طرز دلنشینی محبت‌آمیز; بسیار دلپذیر یا نرم; به شدت یا به طور زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

sings sweetly

آهنگ خواندن به شیرینی

smile sweetly

لبخند زدن به شیرینی

sleep sweetly

خوابیدن به شیرینی

speaks sweetly

صحبت کردن به شیرینی

جملات نمونه

The child sang as sweetly as a nightingale.

کودک تا آنجا که توانست به زیبایی یک بلبل آواز می‌خواند.

Daisy was smiling sweetly at him.

او با چهره‌ای شیرین به او لبخند می‌زد.

She was sixteen and sweetly innocent.

او شانزده ساله بود و به طرز شیرینی معصوم.

how sweetly he would repose in the four-poster bed.

چه شیرینی او در تخت خواب چهار ستونه استراحت می‌کرد.

Mr. Bosher, with his mouthful of biscuit, mumbled that it was sweetly pretty.

آقای بوشر، با دهان پر از بیسکویت، زمزمه کرد که خیلی زیباست.

Delicate pink add fruity and lovely corallite bead, such acting the role of article sleeve of tie-in and bubbly bubble, falbala, exceed short miniskirt, bobby baby temperament adds cent sweetly!

صورتی ملایم و لطیف و مهره مرجانی دوست داشتنی، نقش آفرینی در آستین مقاله و حباب های پر جنب و جوش، پالبالا، دامن کوتاه بسیار کوتاه، خلق و خوی کودکانه باببی به طور شیرین اضافه می کند!

نمونه‌های واقعی

From the sweetly inspirational to the hilariously cynical.

از الهام‌بخش و شیرین تا طعنه‌آمیز و خنده‌دار.

منبع: Love, Actually (Video Version)

" Thank you, " she said sweetly, deliberately misunderstanding his jibe.

" متشکرم،" او با لحنی شیرین و با قصد سوء تفاهم، حرف او را برداشت.

منبع: Gone with the Wind

" Well, there is now, " she said sweetly.

" خب، اکنون وجود دارد،" او با لحنی شیرین گفت.

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

" Your own" ? she said sweetly. " You betrayed me" .

" مال شما؟" او با لحنی شیرین پرسید. " شما به من خیانت کردید."

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

How sweetly smells the new-mown hay!

چقدر خوب بوی علف تازه چیده شده می‌دهد!

منبع: UK original primary school Chinese language class

" I am not a weed, " the flower replied, sweetly.

" من علفی نیستم،" گل با لحنی شیرین پاسخ داد.

منبع: The Little Prince

" It will be done, Your Worship. Would you have me question them sweetly, or sharply" ?

انجام خواهد شد، جناب رئیس. آیا باید از آنها به طور ملایم یا تند سوال کنم؟

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

" Thank you, Argus, " she said sweetly.

" متشکرم، آرجوس،" او با مهربانی گفت.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

" But my father, he will never give his permission, " she said sweetly.

" اما پدر من، هرگز اجازه نخواهد داد،" او با مهربانی گفت.

منبع: Coco

She was so excited it became difficult to talk sweetly to him.

او آنقدر هیجان زده بود که صحبت کردن با او به طور ملایم سخت شد.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید