mellowed

[ایالات متحده]/ˈmɛləʊd/
[بریتانیا]/ˈmɛloʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بالغ یا تصفیه شده؛ رنگ‌ها را نرم‌تر کرد؛ شراب را نرم‌تر و معطرتر کرد

عبارات و ترکیب‌ها

mellowed mood

حالت ملایم

mellowed tones

لحن‌های ملایم

mellowed flavors

طعم‌های ملایم

mellowed vibes

فضای ملایم

mellowed colors

رنگ‌های ملایم

mellowed edges

لبه‌های ملایم

mellowed atmosphere

فضای ملایم

mellowed sound

صدای ملایم

mellowed experience

تجربه ملایم

جملات نمونه

the wine has mellowed with age.

شراب با گذشت زمان ملایم‌تر شده است.

her anger eventually mellowed into understanding.

خشم او در نهایت به درک تبدیل شد.

as the day went on, the sun mellowed the harshness of the cold.

با گذشت روز، خورشید سرمای سخت را ملایم کرد.

his voice mellowed as he spoke about his childhood.

صدای او هنگام صحبت درباره دوران کودکی‌اش ملایم شد.

the music mellowed the atmosphere in the room.

موسیقی فضای اتاق را ملایم کرد.

over the years, their rivalry has mellowed into friendship.

در طول سال‌ها، رقیبیت آنها به دوستی تبدیل شده است.

the storm mellowed into a gentle rain.

طوفان به یک باران ملایم تبدیل شد.

with time, her harsh criticism mellowed into constructive feedback.

با گذشت زمان، انتقادات تند او به بازخورد سازنده تبدیل شد.

his demeanor has mellowed since he became a father.

رفتار او از زمانی که پدر شد، ملایم‌تر شده است.

the flavors in the dish have mellowed beautifully.

طعم‌ها در این غذا به زیبایی ملایم شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید