mercantile

[ایالات متحده]/'mɜːk(ə)ntaɪl/
[بریتانیا]/'mɝkəntɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به تجارت یا بازرگانی; از، مربوط به، یا مشخصه تجار یا فعالیت‌های تجاری; مربوط به کشتی‌های تجاری یا خدمه آن‌ها; مربوط به اوراق تجاری.

عبارات و ترکیب‌ها

mercantile activity

فعالیت بازرگانی

mercantile trade

تجارت بازرگانی

mercantile system

سیستم بازرگانی

chicago mercantile exchange

بورس شیکاگو

جملات نمونه

the mercantile system

سیستم بازرگانی

the shift of wealth to the mercantile classes.

انتقال ثروت به طبقات بازرگانی

Mr Carboni characterises the city's attitude, in his catalogue essay, as “an almost perfect balance of religious esprit, chameleonic diplomacy and an unsentimentally practical mercantile system.

آقای کاربونی، نگرش شهر را در مقاله فهرستى خود به عنوان «تعادل تقریباً کامل روحیه دینى، دیپلماسى رنگ بافته و یک سیستم بازرگانى عملى و بى‌احساس» توصیف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید