mercilessly

[ایالات متحده]/'mə:silisli/
[بریتانیا]/ˈmə..sɪlɪslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بی‌رحمانه؛ به طرز وحشیانه

جملات نمونه

rookies were mercilessly hazed.

تازه کارها به شدت و بی‌رحمانه مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.

The sun beat down mercilessly on the dry earth.

خورشید بی‌رحمانه بر روی زمین خشک می‌تابید.

the government is being mercilessly harried by a new lobby.

دولت به شدت و بی‌رحمانه مورد آزار و اذیت یک لابی جدید قرار دارد.

Slaves were mercilessly ground down by slave holders.

برده‌ها به شدت و بی‌رحمانه توسط صاحبان برده مورد استثمار قرار می‌گرفتند.

The film mercilessly castigates the old society.

فیلم به طرز بی‌رحمانه‌ای جامعه‌ی قدیمی را مورد انتقاد قرار می‌دهد.

His cartoon mercilessly lampoon the leading politician of the day.

کارتون او به طرز بی رحمانه ای سیاستمدار برجسته روز را به سخره گرفت.

The cruel master beat his slaves mercilessly with a whip.

مستبد بی‌رحم با شلاق، برده‌های خود را به شدت و بی‌رحمانه می‌زد.

The reviewer mercilessly took apart the young writer’s first novel.

منتقد به شدت و بی‌رحمانه رمان اول نویسنده جوان را مورد انتقاد قرار داد.

reporters submit copy which is mercilessly subbed and rewritten.

گزارشگران نسخه‌ای ارسال می‌کنند که به شدت و بی‌رحمانه ویرایش و بازنویسی می‌شود.

Their soldiers and tanks are mercilessly swathing a path of destruction in their march to the Bee Castle.

سربازان و تانک‌های آنها بی‌رحمانه در حال ایجاد مسیری از ویرانی در راه رسیدن به قلعه زنبور عسل هستند.

he felt like a boxer who had been pummelled mercilessly against the ropes.

او احساس می‌کرد مانند یک بوکسوری که به شدت و بی‌رحمانه به طناب‌ها برخورد کرده است.

his icy gaze raked mercilessly over Lissa's slender figure.

نگاه یخی او بی‌رحمانه بر اندام لاغر لیسا نظارت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید