brutally honest
صادقانه و بیرحمانه
brutally cold
سرد و طاقتفرسا
brutally attacked
به طور وحشیانه مورد حمله قرار گرفت
she had been brutally treated.
او مورد سوء استفاده وحشیانه قرار گرفته بود.
The uprising was brutally put down.
قیام به شدت سرکوب شد.
most of the victims had been brutally tortured.
بیشتر قربانیان مورد شکنجه وحشیانه قرار گرفته بودند.
She was attacked and brutally dishonored.
او مورد حمله قرار گرفت و به شدت مورد بیاحترامی قرار گرفت.
Let’s be brutally honest about this: you haven’t a hope of succeeding.
بیایید به طور وحشیانه صادقانه در مورد این موضوع صحبت کنیم: شما امیدی به موفقیت ندارید.
The boxer was brutally knocked out in the first round.
بوکسور به شدت در دور اول ناک اوت شد.
The criminal brutally attacked the innocent victim.
جنایتکار به طور وحشیانه به قربانی بیگناه حمله کرد.
The dictator ruled the country brutally for decades.
دیکتاتور به مدت دههها به طور وحشیانه کشور را اداره کرد.
The soldier was brutally tortured during interrogation.
سرباز در طول بازجویی به طور وحشیانه شکنجه شد.
The prisoner was brutally beaten by other inmates.
زندانی توسط سایر زندانیان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
The serial killer brutally murdered his victims.
قاتل سریالی قربانیان خود را به طور وحشیانه به قتل رساند.
She was brutally criticized for her performance.
عملکرد او به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
The war resulted in brutally high casualties.
جنگ منجر به تلفات بسیار زیاد شد.
The company brutally laid off hundreds of employees.
شرکت به طور وحشیانه صدها کارمند را اخراج کرد.
The animal was brutally mistreated by its owner.
حیوان توسط صاحبش به شدت مورد سوء استفاده قرار گرفت.
" They've been treated brutally in the past."
آنها در گذشته به شدت مورد سوء استفاده قرار گرفته اند.
منبع: Harry Potter and the Deathly HallowsYes, that's absolutely right. Brutally close.
بله، کاملاً درست است. به طرز وحشیانه ای نزدیک.
منبع: Go blank axis versionYou mean being brutally honest – saying the truth- is savage!
منظورتان این است که رک و راست بودن - گفتن حقیقت - وحشیانه است!
منبع: BBC Authentic English– which can be used to describe someone who is brutally honest.
– که می تواند برای توصیف فردی که رک و راست است استفاده شود.
منبع: BBC Authentic EnglishHundreds of people have been injured, some of them brutally beaten.
صدها نفر مجروح شده اند، برخی از آنها به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.
منبع: VOA Standard February 2014 CollectionOver the next decade, the Soviet Union brutally expanded its control.
در طول دهه آینده، اتحاد جماهیر شوروی کنترل خود را به شدت گسترش داد.
منبع: Learning to think" I dreamed I was watching you lot play Quidditch, " Harry lied brutally.
" من رویای دیدم که شما را در حال بازی کویدیچ تماشا می کردم، " هری به دروغ رک و راست گفت.
منبع: Harry Potter and the Order of the PhoenixYou know, it's been a brutally cold winter for the northern U.S.
می دانید، زمستان به طرز وحشیانه ای سردی برای شمال ایالات متحده بوده است.
منبع: CNN Listening March 2014 CompilationBox fans are simple tools for cooling your home on a brutally hot day.
تهویه مطبوع های جعبه ای ابزارهای ساده ای برای خنک کردن خانه شما در یک روز به طرز وحشیانه ای گرم هستند.
منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive ReadingBrutally cold arctic air is spreading a dangerous deep freeze over half the country.
هوای قطبی به طرز وحشیانه ای سرد در حال گسترش یک سرمای خطرناک در نیمه کشور است.
منبع: CNN Listening Compilation January 2014brutally honest
صادقانه و بیرحمانه
brutally cold
سرد و طاقتفرسا
brutally attacked
به طور وحشیانه مورد حمله قرار گرفت
she had been brutally treated.
او مورد سوء استفاده وحشیانه قرار گرفته بود.
The uprising was brutally put down.
قیام به شدت سرکوب شد.
most of the victims had been brutally tortured.
بیشتر قربانیان مورد شکنجه وحشیانه قرار گرفته بودند.
She was attacked and brutally dishonored.
او مورد حمله قرار گرفت و به شدت مورد بیاحترامی قرار گرفت.
Let’s be brutally honest about this: you haven’t a hope of succeeding.
بیایید به طور وحشیانه صادقانه در مورد این موضوع صحبت کنیم: شما امیدی به موفقیت ندارید.
The boxer was brutally knocked out in the first round.
بوکسور به شدت در دور اول ناک اوت شد.
The criminal brutally attacked the innocent victim.
جنایتکار به طور وحشیانه به قربانی بیگناه حمله کرد.
The dictator ruled the country brutally for decades.
دیکتاتور به مدت دههها به طور وحشیانه کشور را اداره کرد.
The soldier was brutally tortured during interrogation.
سرباز در طول بازجویی به طور وحشیانه شکنجه شد.
The prisoner was brutally beaten by other inmates.
زندانی توسط سایر زندانیان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
The serial killer brutally murdered his victims.
قاتل سریالی قربانیان خود را به طور وحشیانه به قتل رساند.
She was brutally criticized for her performance.
عملکرد او به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
The war resulted in brutally high casualties.
جنگ منجر به تلفات بسیار زیاد شد.
The company brutally laid off hundreds of employees.
شرکت به طور وحشیانه صدها کارمند را اخراج کرد.
The animal was brutally mistreated by its owner.
حیوان توسط صاحبش به شدت مورد سوء استفاده قرار گرفت.
" They've been treated brutally in the past."
آنها در گذشته به شدت مورد سوء استفاده قرار گرفته اند.
منبع: Harry Potter and the Deathly HallowsYes, that's absolutely right. Brutally close.
بله، کاملاً درست است. به طرز وحشیانه ای نزدیک.
منبع: Go blank axis versionYou mean being brutally honest – saying the truth- is savage!
منظورتان این است که رک و راست بودن - گفتن حقیقت - وحشیانه است!
منبع: BBC Authentic English– which can be used to describe someone who is brutally honest.
– که می تواند برای توصیف فردی که رک و راست است استفاده شود.
منبع: BBC Authentic EnglishHundreds of people have been injured, some of them brutally beaten.
صدها نفر مجروح شده اند، برخی از آنها به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.
منبع: VOA Standard February 2014 CollectionOver the next decade, the Soviet Union brutally expanded its control.
در طول دهه آینده، اتحاد جماهیر شوروی کنترل خود را به شدت گسترش داد.
منبع: Learning to think" I dreamed I was watching you lot play Quidditch, " Harry lied brutally.
" من رویای دیدم که شما را در حال بازی کویدیچ تماشا می کردم، " هری به دروغ رک و راست گفت.
منبع: Harry Potter and the Order of the PhoenixYou know, it's been a brutally cold winter for the northern U.S.
می دانید، زمستان به طرز وحشیانه ای سردی برای شمال ایالات متحده بوده است.
منبع: CNN Listening March 2014 CompilationBox fans are simple tools for cooling your home on a brutally hot day.
تهویه مطبوع های جعبه ای ابزارهای ساده ای برای خنک کردن خانه شما در یک روز به طرز وحشیانه ای گرم هستند.
منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive ReadingBrutally cold arctic air is spreading a dangerous deep freeze over half the country.
هوای قطبی به طرز وحشیانه ای سرد در حال گسترش یک سرمای خطرناک در نیمه کشور است.
منبع: CNN Listening Compilation January 2014لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید