meritorious

[ایالات متحده]/ˌmerɪ'tɔːrɪəs/
[بریتانیا]/'mɛrə'tɔrɪəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شایسته تحسین

جملات نمونه

a medal for meritorious conduct.

یک مدال برای رفتار شایسته.

He was praised for his meritorious service.

او به خاطر خدمات ارزشمندش مورد تحسین قرار گرفت.

He wrote a meritorious theme about his visit to the cotton mill.

او یک موضوع ارزشمند در مورد بازدید خود از کارخانه پنبه نوشت.

He was awarded a medal for his meritorious service in the military.

او به خاطر خدمات ارزشمندش در ارتش مدال دریافت کرد.

The officer received a promotion due to his meritorious actions during the crisis.

به دلیل اقدامات ارزشمندش در طول بحران، افسر ترفیع گرفت.

Her meritorious efforts in the community were recognized with an award.

تلاش‌های ارزشمند او در جامعه با اهدای جوایزی مورد تقدیر قرار گرفت.

The firefighter's meritorious bravery saved many lives during the fire.

شجاعت ارزشمند آتش‌نشان جان‌های بسیاری را در طول آتش‌سوزی نجات داد.

The student was commended for his meritorious academic achievements.

دانش آموز به خاطر دستاوردهای تحصیلی ارزشمندش مورد تحسین قرار گرفت.

The charity organization praised her meritorious contributions to the cause.

سازمان خیریه از کمک‌های ارزشمند او به این هدف تقدیر کرد.

The scientist's meritorious research led to a breakthrough in the field.

تحقیقات ارزشمند دانشمند منجر به پیشرفت بزرگی در این زمینه شد.

She was promoted to a leadership position for her meritorious leadership skills.

او به دلیل مهارت‌های رهبری ارزشمندش به سمت یک مقام رهبری ارتقا یافت.

His meritorious conduct in the face of danger earned him respect from his peers.

رفتار ارزشمند او در برابر خطر باعث احترام همسالانش شد.

The company recognized his meritorious efforts with a special award.

شرکت از تلاش‌های ارزشمند او با اهدای یک جایزه ویژه قدردانی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید