ignominious defeat
شکست تحقیرآمیز
ignominious retreat
پسروی تحقیرآمیز
suffer ignominious defeat
تحمل شکست تحقیرآمیز
the stigma of ignominious defeat;
ننگ شکست مفتضحانه;
no other party risked ignominious defeat.
هیچ گروه دیگری ریسک شکست مفتضحانه را متحمل نشد.
The marriage was considered especially ignominious since she was of royal descent.
از آنجایی که او از ریشه سلطنتی بود، وصلت به عنوان به ویژه مفتضحانه تلقی می شد.
The UN were faced with an ignominious withdrawal or a long-term military presence.
سازمان ملل با عقب نشینی مفتضحانه یا حضور نظامی بلند مدت روبرو بودند.
ignominious defeat
شکست تحقیرآمیز
ignominious retreat
پسروی تحقیرآمیز
suffer ignominious defeat
تحمل شکست تحقیرآمیز
the stigma of ignominious defeat;
ننگ شکست مفتضحانه;
no other party risked ignominious defeat.
هیچ گروه دیگری ریسک شکست مفتضحانه را متحمل نشد.
The marriage was considered especially ignominious since she was of royal descent.
از آنجایی که او از ریشه سلطنتی بود، وصلت به عنوان به ویژه مفتضحانه تلقی می شد.
The UN were faced with an ignominious withdrawal or a long-term military presence.
سازمان ملل با عقب نشینی مفتضحانه یا حضور نظامی بلند مدت روبرو بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید