shameful

[ایالات متحده]/'ʃeɪmfʊl/
[بریتانیا]/'ʃemfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سزاوار سرزنش; ننگین; ننگین.

عبارات و ترکیب‌ها

shameful act

عمل شرم آور

shameful behavior

رفتار شرم آور

shameful mistake

اشتباه شرم آور

جملات نمونه

It is very shameful of him to show off.

برای او بسیار شرمس‌آور است که خودنمایی کند.

We must expose this shameful activity to the newspapers.

ما باید این فعالیت شرم‌آور را به روزنامه‌ها نشان دهیم.

their shameful silence demonstrates their ineptitude.

سکوت شرم‌آورشان نشان‌دهنده نالایقی آنها است.

a shameful page in British imperial history.

یک فصل شرم‌آور در تاریخ امپریال بریتانیا.

Better a glorious death than a shameful life.

بهتر است مرگ باشکوهی تا زندگی شرمس‌آوری.

Of course,we are aware of their shameful actions.

البته، ما از اقدامات شرم‌آور آنها آگاه هستیم.

he hated her with a cankered, shameful abhorrence.

او با نفرت کدر و شرم آوری از او متنفر بود.

My presence in his sanctum was evidently esteemed a piece of impudence too shameful for remark.

حضور من در خلوتگاه او آشکارا به عنوان نوعی بی احترامی بیش از حد شرم آور برای اظهار نظر تلقی می شد.

He feels it very shameful to sponge on his parents after he’s grown up.

او احساس می‌کند که پس از بزرگ شدن، از والدین خود استفاده کند بسیار شرمس‌آور است.

When his employers discovered his shameful past, they hounded him out of the company.

وقتی کارفرمایان گذشته شرم‌آور او را کشف کردند، او را از شرکت بیرون راندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید