mesmerism

[ایالات متحده]/ˈmɛzmərɪzəm/
[بریتانیا]/ˈmɛzməˌrɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حالت یا عمل هیپنوتیک؛ عمل القای هیپنوز
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

magnetic mesmerism

خلسه مغناطیسی

animal mesmerism

خلسه حیوانی

mental mesmerism

خلسه ذهنی

therapeutic mesmerism

خلسه درمانی

classical mesmerism

خلسه کلاسیک

deep mesmerism

خلسه عمیق

hypnotic mesmerism

خلسه هیپنوتیزم

spiritual mesmerism

خلسه معنوی

visual mesmerism

خلسه بصری

emotional mesmerism

خلسه احساسی

جملات نمونه

her speech was filled with mesmerism that captivated the audience.

سخنرانی او مملو از نمایشی‌گری بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

he practiced mesmerism to help people overcome their fears.

او برای کمک به مردم در غلبه بر ترس‌هایشان نمایشی‌گری تمرین می‌کرد.

the artist's work had a certain mesmerism that drew people in.

اثر هنرمند دارای نوعی نمایشی‌گری بود که مردم را به خود جذب می‌کرد.

mesmerism can be a powerful tool for relaxation and healing.

نمایشی‌گری می‌تواند ابزاری قدرتمند برای آرامش و بهبودی باشد.

many people believe in the effects of mesmerism on the mind.

بسیاری از مردم به تأثیرات نمایشی‌گری بر ذهن اعتقاد دارند.

she used mesmerism to enhance her meditation practice.

او از نمایشی‌گری برای تقویت تمرین مدیتیشن خود استفاده کرد.

the concept of mesmerism dates back to the 18th century.

مفهوم نمایشی‌گری به قرن هجدهم بازمی‌گردد.

he felt a sense of mesmerism while listening to the music.

او در هنگام گوش دادن به موسیقی احساس نمایشی‌گری کرد.

mesmerism was once a popular method for treating ailments.

نمایشی‌گری زمانی روشی محبوب برای درمان بیماری‌ها بود.

she demonstrated mesmerism by putting the audience in a trance.

او با قرار دادن مخاطبان در حالت هیپنوتیزم، نمایشی‌گری را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید