metered service
سرویس شمارنده
metered parking
پارکینگ با شمارنده
metered connection
اتصال شمارنده
metered usage
مصرف شمارنده
metered billing
صورتحساب شمارنده
metered access
دسترسی شمارنده
metered energy
انرژی شمارنده
metered data
داده شمارنده
metered plan
برنامه شمارنده
metered internet
اینترنت شمارنده
the parking is metered in this area.
پارکینگ در این منطقه با دستگاه کنتور است.
she prefers metered billing for her utilities.
او ترجیح میدهد برای قبوض خود از سیستم پرداخت با کنتور استفاده کند.
we need to install metered water usage to save costs.
ما باید برای صرفهجویی در هزینهها، سیستم اندازهگیری مصرف آب را نصب کنیم.
his phone plan includes metered data usage.
طرح تلفن همراه او شامل استفاده از داده با کنتور است.
the hotel has metered rates for internet access.
هتل نرخهای اندازهگیری شده برای دسترسی به اینترنت دارد.
they decided to switch to a metered electricity plan.
آنها تصمیم گرفتند به طرح برق با کنتور تغییر دهند.
we should check the metered charges before finalizing the bill.
ما باید قبل از نهایی کردن صورتحساب، هزینههای اندازهگیری شده را بررسی کنیم.
metered services can help manage expenses more effectively.
خدمات اندازهگیری شده میتوانند به مدیریت هزینهها به طور مؤثرتری کمک کنند.
he was surprised by the metered charges on his bill.
او از هزینههای اندازهگیری شده در صورتحساب خود متعجب بود.
many cities are moving towards metered parking systems.
شهرهای زیادی در حال حرکت به سمت سیستمهای پارکینگ با کنتور هستند.
metered service
سرویس شمارنده
metered parking
پارکینگ با شمارنده
metered connection
اتصال شمارنده
metered usage
مصرف شمارنده
metered billing
صورتحساب شمارنده
metered access
دسترسی شمارنده
metered energy
انرژی شمارنده
metered data
داده شمارنده
metered plan
برنامه شمارنده
metered internet
اینترنت شمارنده
the parking is metered in this area.
پارکینگ در این منطقه با دستگاه کنتور است.
she prefers metered billing for her utilities.
او ترجیح میدهد برای قبوض خود از سیستم پرداخت با کنتور استفاده کند.
we need to install metered water usage to save costs.
ما باید برای صرفهجویی در هزینهها، سیستم اندازهگیری مصرف آب را نصب کنیم.
his phone plan includes metered data usage.
طرح تلفن همراه او شامل استفاده از داده با کنتور است.
the hotel has metered rates for internet access.
هتل نرخهای اندازهگیری شده برای دسترسی به اینترنت دارد.
they decided to switch to a metered electricity plan.
آنها تصمیم گرفتند به طرح برق با کنتور تغییر دهند.
we should check the metered charges before finalizing the bill.
ما باید قبل از نهایی کردن صورتحساب، هزینههای اندازهگیری شده را بررسی کنیم.
metered services can help manage expenses more effectively.
خدمات اندازهگیری شده میتوانند به مدیریت هزینهها به طور مؤثرتری کمک کنند.
he was surprised by the metered charges on his bill.
او از هزینههای اندازهگیری شده در صورتحساب خود متعجب بود.
many cities are moving towards metered parking systems.
شهرهای زیادی در حال حرکت به سمت سیستمهای پارکینگ با کنتور هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید