metered

[ایالات متحده]/ˈmiːtəd/
[بریتانیا]/ˈmiːtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اندازه‌گیری شده یا تنظیم شده؛ محاسبه شده توسط یک متر

عبارات و ترکیب‌ها

metered service

سرویس شمارنده

metered parking

پارکینگ با شمارنده

metered connection

اتصال شمارنده

metered usage

مصرف شمارنده

metered billing

صورت‌حساب شمارنده

metered access

دسترسی شمارنده

metered energy

انرژی شمارنده

metered data

داده شمارنده

metered plan

برنامه شمارنده

metered internet

اینترنت شمارنده

جملات نمونه

the parking is metered in this area.

پارکینگ در این منطقه با دستگاه کنتور است.

she prefers metered billing for her utilities.

او ترجیح می‌دهد برای قبوض خود از سیستم پرداخت با کنتور استفاده کند.

we need to install metered water usage to save costs.

ما باید برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها، سیستم اندازه‌گیری مصرف آب را نصب کنیم.

his phone plan includes metered data usage.

طرح تلفن همراه او شامل استفاده از داده با کنتور است.

the hotel has metered rates for internet access.

هتل نرخ‌های اندازه‌گیری شده برای دسترسی به اینترنت دارد.

they decided to switch to a metered electricity plan.

آنها تصمیم گرفتند به طرح برق با کنتور تغییر دهند.

we should check the metered charges before finalizing the bill.

ما باید قبل از نهایی کردن صورت‌حساب، هزینه‌های اندازه‌گیری شده را بررسی کنیم.

metered services can help manage expenses more effectively.

خدمات اندازه‌گیری شده می‌توانند به مدیریت هزینه‌ها به طور مؤثرتری کمک کنند.

he was surprised by the metered charges on his bill.

او از هزینه‌های اندازه‌گیری شده در صورتحساب خود متعجب بود.

many cities are moving towards metered parking systems.

شهر‌های زیادی در حال حرکت به سمت سیستم‌های پارکینگ با کنتور هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید