duped

[ایالات متحده]/djuːpt/
[بریتانیا]/duːpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را فریب داده یا فریب خورده (برای انجام کاری)

عبارات و ترکیب‌ها

duped again

مورد فریب قرار گرفتن دوباره

duped easily

به راحتی فریب خوردن

duped by

مورد فریب قرار گرفتن توسط

duped once

یک بار فریب خوردن

duped into

وارد فریب شدن

duped totally

کاملاً فریب خوردن

duped badly

به شدت فریب خوردن

duped completely

به طور کامل فریب خوردن

duped once more

یک بار دیگر فریب خوردن

جملات نمونه

she felt duped after realizing the truth.

او پس از متوجه شدن حقیقت احساس فریب خوردگی کرد.

he duped his friends into investing in a fake project.

او دوستانش را فریب داد تا در یک پروژه جعلی سرمایه گذاری کنند.

the scam artist duped many people out of their savings.

کلاهبردار افراد زیادی را از پس اندازشان فریب داد.

don't let yourself get duped by flashy advertisements.

خودتان را با تبلیغات فریبنده فریب ندهید.

she realized she had been duped into believing a lie.

او متوجه شد که فریب خورده و یک دروغ را باور کرده است.

he was duped by a clever con artist.

او توسط یک کلاهبردار باهوش فریب خورد.

the team was duped into thinking they would win.

تیم فریب خورد تا فکر کند برنده خواهند شد.

many consumers feel duped after buying faulty products.

بسیاری از مصرف کنندگان پس از خرید محصولات معیوب احساس فریب خوردگی می کنند.

after the incident, trust was hard to regain for those who felt duped.

پس از حادثه، بازسازی اعتماد برای کسانی که احساس فریب خوردگی می کردند دشوار بود.

she vowed never to be duped again.

او قسم خورد که دیگر فریب نخورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید