mindreader

[ایالات متحده]/ˈmaɪndriːdə(r)/
[بریتانیا]/ˈmaɪndriːdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که ادعا می‌کند قادر به دانستن افکار دیگران است؛ فردی که می‌تواند فرآیندهای ذهنی دیگران را درک یا احساس کند.

عبارات و ترکیب‌ها

mindreaders

خواننده‌ی افکار

is a mindreader

خواننده‌ی افکار است

like a mindreader

مثل خواننده‌ی افکار

being a mindreader

بودن خواننده‌ی افکار

professional mindreader

خواننده‌ی افکار حرفه‌ای

act as mindreader

مانند خواننده‌ی افکار رفتار کن

pretend mindreader

خواننده‌ی افکار دریغ

جملات نمونه

the mindreader amazed the audience with her incredible ability to know their thoughts.

خواننده ذهن با توانایی بی‌ precedent خود برای شناخت فکر مخاطبین، جمع حاضر را شگفت‌زده کرد.

i wish i were a mindreader so i could understand what he's really thinking.

اینکه من یک خواننده ذهن بوده و بتوانم بفهمم که او واقعاً چه فکر می‌کند، خواهم کرد.

she's not a mindreader, but she seems to know exactly what i need.

او یک خواننده ذهن نیست، اما به نظر می‌رسد که دقیقاً چیزی که من نیاز دارم را می‌داند.

the mindreader performed stunning tricks that left everyone wondering how he did it.

خواننده ذهن با انجام فریب‌های شگفت‌انگیزی که باعث شد همه افراد از اینکه چگونه این کار را انجام داد، شگفت‌زده شوند.

my grandmother claims to have mindreader abilities, though i'm skeptical.

مادربزرگ من ادعا می‌کند که توانایی خواندن ذهن را دارد، اما من می‌توانم به این ادعا شک کنم.

the circus mindreader captivated children and adults alike with his mysterious act.

خواننده ذهن نمایشگاه با عملیات مرموز خود، هم کودکان و هم بزرگسالان را به شدت جذب کرد.

he hired a professional mindreader to entertain guests at his birthday party.

او یک خواننده ذهن حرفه‌ای را برای تفریح مهمانان در جشن تولد خود استخدام کرد.

the detective seemed like a mindreader, piecing together clues as if reading minds.

فکر کردن به مانند یک خواننده ذهن، این محقق به نظر می‌رسد که اطلاعات را به گونه‌ای جمع‌آوری می‌کند که مانند خواندن ذهن است.

a true mindreader can perceive thoughts without any verbal communication.

یک خواننده ذهن واقعی می‌تواند فکرها را بدون هرگونه ارتباط زبانی درک کند.

the alleged mindreader turned out to be a fraud who used subtle cues to guess answers.

خواننده ذهن مدعی به نتیجه‌ای رسید که یک فریب‌گر بود که از نشانه‌های ظریف برای حدس پاسخ‌ها استفاده می‌کرد.

good communicators are often mistaken for mindreaders because they listen so attentively.

ارتباط‌گذاران خوب اغلب به اشتباه به عنوان خوانندگان ذهن در نظر گرفته می‌شوند زیرا به گونه‌ای دقت‌آمیز گوش می‌دهند.

no one is a perfect mindreader, but some people are remarkably intuitive.

هیچ کس یک خواننده ذهن کامل نیست، اما برخی افراد به طور نمایان‌کننده‌ای ادراکی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید