misallocate funds
بودجه را به درستی تخصیص ندهید
misallocated resources
منابع تخصیص داده شده
they misallocated
آنها تخصیص دادند
misallocate time
زمان را به درستی تخصیص ندهید
misallocated effort
تلاش تخصیص داده شده
seriously misallocate
به طور جدی تخصیص ندهید
the company misallocated funds for the new marketing campaign.
شرکت منابع را به اشتباه تخصیص داد.
we need to prevent resources from being misallocated in the future.
ما باید در آینده از تخصیص اشتباه منابع جلوگیری کنیم.
the project manager was reprimanded for misallocating staff.
مدیر پروژه به دلیل تخصیص اشتباه کارکنان مورد انتقاد قرار گرفت.
it's crucial to avoid misallocating budget across different departments.
اهمیت دارد تا از تخصیص اشتباه بودجه بین بخشهای مختلف جلوگیری شود.
the government was criticized for misallocating disaster relief funds.
دولت به دلیل تخصیص اشتباه منابع کمکهای اضطراری مورد انتقاد قرار گرفت.
careful planning can help prevent the misallocation of time and resources.
برنامهریزی دقیق میتواند از تخصیص اشتباه وقت و منابع جلوگیری کند.
the audit revealed a significant amount of resources were misallocated.
بررسی نشان داد که مقدار قابل توجهی از منابع تخصیص اشتباه شده است.
the board investigated how the charity's funds were misallocated.
هیئت مدیره بررسی کرد که چگونه منابع این خیرهگری تخصیص اشتباه شده است.
the new system aims to prevent the misallocation of it resources.
سیستم جدید با هدف جلوگیری از تخصیص اشتباه منابع IT طراحی شده است.
the team needs to review the process to avoid misallocating personnel.
تیم باید فرآیند را بررسی کند تا از تخصیص اشتباه کارکنان جلوگیری شود.
the initial investment was misallocated, leading to poor results.
سرمایهگذاری اولیه تخصیص اشتباه شده و منجر به نتایج بد شد.
misallocate funds
بودجه را به درستی تخصیص ندهید
misallocated resources
منابع تخصیص داده شده
they misallocated
آنها تخصیص دادند
misallocate time
زمان را به درستی تخصیص ندهید
misallocated effort
تلاش تخصیص داده شده
seriously misallocate
به طور جدی تخصیص ندهید
the company misallocated funds for the new marketing campaign.
شرکت منابع را به اشتباه تخصیص داد.
we need to prevent resources from being misallocated in the future.
ما باید در آینده از تخصیص اشتباه منابع جلوگیری کنیم.
the project manager was reprimanded for misallocating staff.
مدیر پروژه به دلیل تخصیص اشتباه کارکنان مورد انتقاد قرار گرفت.
it's crucial to avoid misallocating budget across different departments.
اهمیت دارد تا از تخصیص اشتباه بودجه بین بخشهای مختلف جلوگیری شود.
the government was criticized for misallocating disaster relief funds.
دولت به دلیل تخصیص اشتباه منابع کمکهای اضطراری مورد انتقاد قرار گرفت.
careful planning can help prevent the misallocation of time and resources.
برنامهریزی دقیق میتواند از تخصیص اشتباه وقت و منابع جلوگیری کند.
the audit revealed a significant amount of resources were misallocated.
بررسی نشان داد که مقدار قابل توجهی از منابع تخصیص اشتباه شده است.
the board investigated how the charity's funds were misallocated.
هیئت مدیره بررسی کرد که چگونه منابع این خیرهگری تخصیص اشتباه شده است.
the new system aims to prevent the misallocation of it resources.
سیستم جدید با هدف جلوگیری از تخصیص اشتباه منابع IT طراحی شده است.
the team needs to review the process to avoid misallocating personnel.
تیم باید فرآیند را بررسی کند تا از تخصیص اشتباه کارکنان جلوگیری شود.
the initial investment was misallocated, leading to poor results.
سرمایهگذاری اولیه تخصیص اشتباه شده و منجر به نتایج بد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید