divert

[ایالات متحده]/daɪˈvɜːt/
[بریتانیا]/daɪˈvɜːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. هدایت مجدد; سرگرم کردن; به سمت چرخاندن

vi. تغییر کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdiverting
شکل سوم شخص مفردdiverts
زمان گذشتهdiverted
قسمت سوم فعلdiverted

عبارات و ترکیب‌ها

divert attention

انحراف توجه

divert traffic

انحراف ترافیک

divert resources

انحراف منابع

divert funds

انحراف بودجه

divert a river

انحراف یک رودخانه

divert attention from

انحراف توجه از

divert from

انحراف از

جملات نمونه

He often diverts himself in singing.

او اغلب خود را با آواز سرگرم می‌کند.

To divert to an improper use;misapply.

به استفاده نامناسب منحرف کردن؛ سوء استفاده کردن.

multiport or diverter), this step is unnecessary.

چند پورت یا منحرف کننده، این مرحله غیر ضروری است.

it diverts the attention of the uninitiate .

این توجه افراد غیر آگاه را منحرف می‌کند.

The cartoon diverted the children.

کارتون کودکان را منحرف کرد.

Such games divert the children.

چنین بازی‌هایی کودکان را سرگرم می‌کند.

The crowd was greatly diverted with the performance.

تماشاگران با اجرای آن بسیار سرگرم شدند.

Don't divert the subject into a side issue.

موضوع را به یک مسئله فرعی منحرف نکنید.

an aircraft has diverted and will be with you shortly.

یک هواپیما منحرف شده و به زودی به شما خواهد رسید.

more of their advertising budget was diverted into promotions.

بیشتر بودجه تبلیغاتی آنها به سمت تبلیغات منحرف شد.

his inimitable way of retailing a diverting anecdote.

روش منحصر به فرد او در تعریف یک داستان سرگرم کننده.

divert water from a river into the fields

انحراف آب از رودخانه به سمت مزارع

divert the funds to some other purpose

انحراف بودجه به منظور دیگری

beatify professor diverting from day to day!

پروفسور در حال منحرف شدن از روزمره!

A ditch diverted water from the stream into the fields.

یک جوی آب، آب را از جویبار به داخل مزارع منحرف کرد.

A loud noise from the street diverted my attention.

صدای بلند از خیابان باعث منحرف شدن حواس من شد.

He diverted himself into a new field of study.

او خود را به یک حوزه جدید از مطالعه منحرف کرد.

John used to divert himself with billiards.

جان اغلب خود را با بیلیارد سرگرم می‌کرد.

If you haul hard you will divert the fish.

اگر سخت بکشید ماهی‌ها را منحرف خواهید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید