miscommunications

[ایالات متحده]/[ˌmɪs(ə)ˈkɒm(jʊ)nɪˌkeɪʃənz]/
[بریتانیا]/[ˌmɪs(ə)ˈkɒm(jʊ)nɪˌkeɪʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمونه‌های عدم ارتباط موثر؛ اشتباه‌های فهم؛ عمل عدم ارتباط موثر.

عبارات و ترکیب‌ها

miscommunications happen

ارسال اشتباه اطلاعات رخ می دهد

avoiding miscommunications

جلوگیری از ارسال اشتباه اطلاعات

due to miscommunications

به دلیل ارسال اشتباه اطلاعات

serious miscommunications

ارسال اشتباه جدی اطلاعات

prevent miscommunications

جلوگیری از ارسال اشتباه اطلاعات

caused by miscommunications

که توسط ارسال اشتباه اطلاعات ایجاد شده است

frequent miscommunications

ارسال اشتباه مکرر اطلاعات

minimize miscommunications

کاهش ارسال اشتباه اطلاعات

after miscommunications

پس از ارسال اشتباه اطلاعات

addressing miscommunications

مقابله با ارسال اشتباه اطلاعات

جملات نمونه

frequent miscommunications led to project delays and frustration.

ارسال اطلاعات نادرست منجر به تاخیر در پروژه و ناراحتی شد.

due to miscommunications, the order was placed for the wrong size.

به دلیل ارسال اطلاعات نادرست، سفارش برای اندازه اشتباه انجام شد.

we need to address the miscommunications within the team immediately.

ما باید به سرعت با ارسال اطلاعات نادرست درون تیم مواجه شویم.

a series of miscommunications resulted in a significant misunderstanding.

سری از ارسال اطلاعات نادرست منجر به یک فهم اشتباه مهم شد.

clear communication is vital to avoid costly miscommunications.

ارسال اطلاعات واضح برای جلوگیری از ارسال اطلاعات نادرست گران‌قیمت ضروری است.

the lack of feedback exacerbated the miscommunications between departments.

عدم ارائه بازخورد ارسال اطلاعات نادرست بین بخش‌ها را تشدید کرد.

resolving these miscommunications is crucial for a successful outcome.

حل این ارسال اطلاعات نادرست برای دستیابی به نتیجه موفقیت‌آمیز ضروری است.

cultural differences can contribute to miscommunications in international teams.

تفاوت‌های فرهنگی می‌تواند به ارسال اطلاعات نادرست در تیم‌های بین‌المللی کمک کند.

careful listening can help prevent many miscommunications.

گوش دادن با دقت می‌تواند به جلوگیری از بسیاری از ارسال اطلاعات نادرست کمک کند.

the email was poorly worded, leading to several miscommunications.

ایمیل با انتقاد‌پذیری نامناسب نوشته شد که منجر به چندین ارسال اطلاعات نادرست شد.

we experienced several miscommunications during the initial planning phase.

ما در فاز برنامه‌ریزی اولیه چندین ارسال اطلاعات نادرست تجربه کردیم.

open and honest dialogue can minimize the risk of miscommunications.

گفت‌وگوی باز و صادقانه می‌تواند خطر ارسال اطلاعات نادرست را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید