misdistribute

[ایالات متحده]/ˌmɪs.dɪsˈtrɪb.juːt/
[بریتانیا]/ˌmɪs.dɪsˈtrɪb.juːt/

ترجمه

vt. به طور نادرست توزیع کردن
vi. در توزیع نادرست شرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

misdistribute resources

توزیع نامناسب منابع

misdistribute funds

توزیع نامناسب بودجه

misdistribute information

توزیع نامناسب اطلاعات

misdistribute tasks

توزیع نامناسب وظایف

misdistribute profits

توزیع نامناسب سود

misdistribute assets

توزیع نامناسب دارایی‌ها

misdistribute benefits

توزیع نامناسب مزایا

misdistribute workload

توزیع نامناسب حجم کار

misdistribute data

توزیع نامناسب داده‌ها

misdistribute energy

توزیع نامناسب انرژی

جملات نمونه

the company misdistribute funds among different departments.

شرکت بودجه را به طور نادرست بین بخش‌های مختلف توزیع می‌کند.

if we misdistribute resources, some projects may suffer.

اگر منابع را به طور نادرست توزیع کنیم، برخی از پروژه‌ها ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند.

it is crucial not to misdistribute responsibilities in a team.

بسیار مهم است که مسئولیت‌ها را در یک تیم به طور نادرست توزیع نکنیم.

they misdistribute the workload, leading to frustration among employees.

آنها حجم کار را به طور نادرست توزیع می‌کنند که منجر به نارضایتی در بین کارمندان می‌شود.

the manager realized he had misdistributed the tasks.

مدیر متوجه شد که وظایف را به طور نادرست توزیع کرده است.

she was careful not to misdistribute the information to the clients.

او مراقب بود تا اطلاعات را به طور نادرست به مشتریان توزیع نکند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید