mishandled evidence
مدیریت ضعیف مدارک
mishandled funds
مدیریت ضعیف بودجه
mishandled data
مدیریت ضعیف دادهها
mishandled files
مدیریت ضعیف فایلها
mishandled complaints
مدیریت ضعیف شکایات
mishandled packages
مدیریت ضعیف بستهها
mishandled information
مدیریت ضعیف اطلاعات
mishandled cases
مدیریت ضعیف موارد
mishandled situations
مدیریت ضعیف موقعیتها
mishandled requests
مدیریت ضعیف درخواستها
the evidence was mishandled during the investigation.
شواهد در طول تحقیقات به درستی رسیدگی نشد.
her complaint about the mishandled order was ignored.
شکایت او در مورد سفارش به درستی انجام نشده، نادیده گرفته شد.
the mishandled funds led to a financial crisis.
وجوه به درستی مدیریت نشده منجر به بحران مالی شد.
he was upset about how his case was mishandled.
او از نحوه رسیدگی به پروندهاش ناراحت بود.
the project was mishandled from the start.
پروژه از همان ابتدا به درستی مدیریت شد.
mishandled information can cause serious problems.
اطلاعات به درستی مدیریت نشده میتواند باعث مشکلات جدی شود.
the mishandled shipment arrived damaged.
بار محموله به درستی مدیریت نشده آسیبدیده رسید.
his mishandled communication led to misunderstandings.
ارتباطات به درستی مدیریت نشده او منجر به سوء تفاهم شد.
the mishandled data resulted in incorrect conclusions.
دادههای به درستی مدیریت نشده منجر به نتیجهگیریهای نادرست شد.
mishandled evidence
مدیریت ضعیف مدارک
mishandled funds
مدیریت ضعیف بودجه
mishandled data
مدیریت ضعیف دادهها
mishandled files
مدیریت ضعیف فایلها
mishandled complaints
مدیریت ضعیف شکایات
mishandled packages
مدیریت ضعیف بستهها
mishandled information
مدیریت ضعیف اطلاعات
mishandled cases
مدیریت ضعیف موارد
mishandled situations
مدیریت ضعیف موقعیتها
mishandled requests
مدیریت ضعیف درخواستها
the evidence was mishandled during the investigation.
شواهد در طول تحقیقات به درستی رسیدگی نشد.
her complaint about the mishandled order was ignored.
شکایت او در مورد سفارش به درستی انجام نشده، نادیده گرفته شد.
the mishandled funds led to a financial crisis.
وجوه به درستی مدیریت نشده منجر به بحران مالی شد.
he was upset about how his case was mishandled.
او از نحوه رسیدگی به پروندهاش ناراحت بود.
the project was mishandled from the start.
پروژه از همان ابتدا به درستی مدیریت شد.
mishandled information can cause serious problems.
اطلاعات به درستی مدیریت نشده میتواند باعث مشکلات جدی شود.
the mishandled shipment arrived damaged.
بار محموله به درستی مدیریت نشده آسیبدیده رسید.
his mishandled communication led to misunderstandings.
ارتباطات به درستی مدیریت نشده او منجر به سوء تفاهم شد.
the mishandled data resulted in incorrect conclusions.
دادههای به درستی مدیریت نشده منجر به نتیجهگیریهای نادرست شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید