mistreated

[ایالات متحده]/mɪsˈtriːtɪd/
[بریتانیا]/mɪsˈtriːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بدرفتاری کردن (با کسی) یا ناعادلانه رفتار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mistreated animals

حیوانات مورد سوء استفاده

mistreated workers

کارگران مورد سوء استفاده

mistreated children

کودکان مورد سوء استفاده

mistreated patients

بیماران مورد سوء استفاده

mistreated individuals

افراد مورد سوء استفاده

mistreated groups

گروه‌های مورد سوء استفاده

mistreated clients

مشتریان مورد سوء استفاده

mistreated employees

کارمندان مورد سوء استفاده

mistreated pets

حیوانات خانگی مورد سوء استفاده

mistreated elders

بزرگان مورد سوء استفاده

جملات نمونه

the animals in the shelter are often mistreated.

حیوانات در پناهگاه اغلب مورد سوء استفاده قرار می گیرند.

she felt mistreated by her colleagues at work.

او احساس می کرد که همکارانش در محل کار با او بدرفتاری می کنند.

mistreated children can suffer long-term effects.

کودکانی که مورد سوء استفاده قرار می گیرند ممکن است عوارض طولانی مدت را تجربه کنند.

he spoke out against the mistreated workers.

او با صدای بلند علیه کارگران مورد سوء استفاده صحبت کرد.

many pets are mistreated by their owners.

بسیاری از حیوانات خانگی توسط صاحبانشان مورد سوء استفاده قرار می گیرند.

it's heartbreaking to see mistreated animals.

دیدن حیوانات مورد سوء استفاده قلب را به درد می آورد.

the documentary highlighted mistreated animals in captivity.

مستند به حیوانات مورد سوء استفاده در اسارت اشاره کرد.

advocacy groups work to protect mistreated individuals.

گروه‌های مدافع از حقوق برای محافظت از افراد مورد سوء استفاده تلاش می‌کنند.

mistreated pets often require special care.

حیوانات خانگی مورد سوء استفاده اغلب به مراقتهای ویژه نیاز دارند.

she was mistreated during her time at that company.

او در طول مدت حضورش در آن شرکت مورد سوء استفاده قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید