mislay

[ایالات متحده]/mɪs'leɪ/
[بریتانیا]/ˌmɪs'le/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طور نادرست قرار دادن؛ از دست دادن
Word Forms
قسمت سوم فعلmislaid
زمان گذشتهmislaid
صفت یا فعل حال استمراریmislaying
شکل سوم شخص مفردmislays
جمعmislays

جملات نمونه

[The sandglass remenbers the time we mislay.

[شیشه ماس در یاد دارد زمانی که آن را گم کردیم.]

Laura Henderson: Well I didn't mislay him! It was most inconsiderate of Robert to die. What on earth am I supposed to do now?

لورا هندرسون: خوب، من گم‌اش نکردم! این بی‌توجهی محض از طرف رابرت بود که فوت کرد. اصلا قرار است حالا چه کنم؟

I always mislay my keys and spend ages looking for them.

[من همیشه کلیدهایم را گم می‌کنم و مدت زیادی طول می‌کشد تا آن‌ها را پیدا کنم.]

She tends to mislay important documents when she's in a rush.

[او معمولاً اسناد مهم را گم می‌کند وقتی عجله دارد.]

It's easy to mislay small items in a cluttered room.

[گم کردن وسایل کوچک در یک اتاق شلوغ آسان است.]

Try to keep track of your belongings so you don't mislay anything.

[سعی کنید از وسایل خود مراقبت کنید تا چیزی را گم نکنید.]

Don't mislay your passport when traveling abroad.

[هنگام سفر به خارج از کشور گذرنامه خود را گم نکنید.]

He mislaid his phone and had to retrace his steps to find it.

[او تلفن همراه خود را گم کرد و مجبور شد تا آن را پیدا کند، مسیرش را دوباره طی کند.]

The professor often mislays his glasses and has to ask students to help him find them.

[معلم اغلب عینک خود را گم می‌کند و مجبور است از دانش‌آموزان بخواهد تا به او در پیدا کردن آن‌ها کمک کنند.]

I mislaid my wallet at the restaurant, but luckily someone turned it in to the staff.

[من کیف پولم را در رستوران گم کردم، اما خوشبختانه کسی آن را به کارکنان تحویل داد.]

She mislaid her train ticket and had to buy a new one at the station.

[او بلیط قطار خود را گم کرد و مجبور شد یکی جدید را در ایستگاه بخرد.]

If you mislay something, try to retrace your steps to where you last remember having it.

[اگر چیزی را گم کردید، سعی کنید مسیر خود را به جایی که آخرین بار به خاطر دارید آن را داشته‌اید، دوباره طی کنید.]

نمونه‌های واقعی

Unfortunately, he happened to have mislaid it.

متاسفانه، او اتفاقا آن را گم کرده بود.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

The CDs containing the names and a copy made on a USB stick were “mislaid”, Mr Papaconstantinou told parliament.

آقای پاپاکونستانین به پارلمان گفت که CD های حاوی اسامی و کپی شده روی یک فلش مموری گم شده بودند.

منبع: The Economist (Summary)

It was, in effect, that the cook had mislaid the beef.

در واقع، آشپز گوشت را گم کرده بود.

منبع: Great Expectations (Original Version)

I'm sorry, I just...I seem to have mislaid the old Filofax.

متاسفم، من فقط... به نظر می رسد که من دفترچه یادداشت قدیمی Filofax را گم کرده ام.

منبع: Misfits Season 5

" I see they've mislaid their spectacular patriot, " Grant said.

«من می بینم که آنها یک وطن پرستانه چشمگیر خود را گم کرده اند،» گرنت گفت.

منبع: One Shilling Candle (Upper)

Mrs Petridis, have you mislaid a baby?

خانم پتریدیس، آیا یک نوزاد گم کرده اید؟

منبع: The Durrells Season 3

Harry didn't stop to chat; Neville appeared to have mislaid his book list and was being told off by his very formidable-looking grandmother.

هری برای گپ زدن توقف نکرد؛ به نظر می رسید که نوویل لیست کتاب خود را گم کرده و توسط مادربزرگ بسیار ترسناک او توبی می شود.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

Well, if you mislaid your watch (past tense), you put it somewhere and now you can't remember where it is.

خب، اگر ساعت خود را گم کردید (زمان گذشته)، آن را در جایی گذاشتید و اکنون به یاد نمی آورید که در کجا است.

منبع: 2010 ESLPod

She was ordering new curtains for the living-room and had mislaid the measurements, so she wanted Isabel to take them again.

او در حال سفارش پرده های جدید برای اتاق نشیمن بود و اندازه گیری ها را گم کرده بود، بنابراین می خواست ایزابل دوباره آنها را بگیرد.

منبع: Blade (Part 1)

On average, only 0.4 per cent of bags are delayed or mislaid at airports. Heathrow's reported level of failed " baggage connections" is around double that.

به طور متوسط، تنها 0.4 درصد از چمدان ها در فرودگاه ها با تاخیر یا گم شدن مواجه می شوند. سطح گزارش شده از "اتصالات باراژ" ناموفق در فرودگاه هیثرو تقریباً دو برابر آن است.

منبع: Reading of foreign publications.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید