locate

[ایالات متحده]/ləʊˈkeɪt/
[بریتانیا]/ˈloʊkeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پیدا کردن یا نشان دادن (یک مکان یا محل)

vt. & vi. قرار داشتن یا موقعیت داشتن (در…)
Word Forms
زمان گذشتهlocated
قسمت سوم فعلlocated
صفت یا فعل حال استمراریlocating
شکل سوم شخص مفردlocates

عبارات و ترکیب‌ها

locate in

در یافتن

جملات نمونه

locate the source of error.

یافتن منبع خطا

locate an agent in Rochester.

یک عامل را در روچستر پیدا کنید.

locate a town on a map

یافتن یک شهر روی نقشه

I cannot locate the shop.

من نمی‌توانم مغازه را پیدا کنم.

dogs locate the bait by smell.

سگ‌ها طعمه را با بو پیدا می‌کنند.

The college is located next to the airport.

دانشگاه در کنار فرودگاه واقع شده است.

Their factory is located at the foot of the mountain.

کارخانه آنها در دامنه کوه واقع شده است.

The capital is located on the river.

پایتخت در کنار رودخانه واقع شده است.

The new college will be located in the suburbs.

دانشگاه جدید در حومه شهر واقع خواهد شد.

locate Albany on the map; managed to locate the site of the old artists' colony.

آلبانی را روی نقشه پیدا کنید؛ موفق به یافتن محل کلونی هنرمندان قدیمی شدند.

The house is conveniently located within the town centre.

خانه به طور مناسب در مرکز شهر واقع شده است.

The school is located near the rivulet.

مدرسه در نزدیکی نهر واقع شده است.

ulcers located in the inferior and posterior wall of the duodenum.

زخم‌هایی که در دیواره تحتانی و پشتی دوازدهه قرار دارند.

the vulture is able to survey the land and locate a fresh kill.

گوشه ‌الچشم قادر است زمین را بررسی کند و یک شکار تازه را پیدا کند.

engineers were working to locate the fault.

مهندسان در حال تلاش برای یافتن نقص بودند.

they locate their policies in terms of wealth creation.

آنها سیاست‌های خود را بر اساس ایجاد ثروت قرار می‌دهند.

locate the area where you can go rabbiting .

منطقه‌ای را که می‌توانید به شکار خرگوش بروید، پیدا کنید.

property located within the green belt.

ملکی که در کمربند سبز واقع شده است.

He went to New York and located there.

او به نیویورک رفت و آنجا ساکن شد.

نمونه‌های واقعی

Sciatica pain is typically unilateral, meaning it's only located on one side.

درد ایسکیتیکا معمولاً یک‌طرفه است، به این معنی که فقط در یک طرف قرار دارد.

منبع: Osmosis - Nerve

The bookstore is conveniently located in the centre of town.

کتابفروشی به طور مناسب در مرکز شهر واقع شده است.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

The returning echoes show where these objects are located.

پژواک‌های بازگشتی نشان می‌دهند این اشیاء کجا قرار دارند.

منبع: 6 Minute English

Chris and I scouted the actual location.

من و کریس محل دقیق را بررسی کردیم.

منبع: Selected Film and Television News

It's about where job opportunities are located.

این در مورد این است که فرصت‌های شغلی کجا قرار دارند.

منبع: Vox opinion

This gives an idea of where debris was located.

این ایده ای از این که بقایای زباله کجا قرار داشت ارائه می دهد.

منبع: CNN Listening March 2014 Compilation

Hey, so where's your call center located?

هی، مرکز تماس شما کجا واقع شده است؟

منبع: MBTI Personality Types Guide

But not until after we've located Harold Finch.

اما نه تا زمانی که هیرولد فینچ را پیدا کنیم.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Some people focus on where the school is located.

برخی از افراد روی این تمرکز می کنند که مدرسه کجا واقع شده است.

منبع: College Life Crash Course

These famous landmarks are all located along the central axis.

همه این مکان های تاریخی معروف در امتداد محور مرکزی واقع شده اند.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید