mismanages resources
مدیریت ضعیف منابع
mismanages funds
مدیریت ضعیف بودجه
mismanages projects
مدیریت ضعیف پروژه ها
mismanages time
مدیریت ضعیف زمان
mismanages staff
مدیریت ضعیف کارکنان
mismanages operations
مدیریت ضعیف عملیات
mismanages risks
مدیریت ضعیف ریسک ها
mismanages expectations
مدیریت ضعیف انتظارات
mismanages budgets
مدیریت ضعیف بودجهها
mismanages relationships
مدیریت ضعیف روابط
the manager mismanages the team's resources.
مدیر منابع تیم را به درستی مدیریت نمیکند.
if he mismanages his finances, he will face serious consequences.
اگر امور مالی خود را به درستی مدیریت نکند، با عواقب جدی روبرو خواهد شد.
she mismanages her time, leading to missed deadlines.
او زمان خود را به درستی مدیریت نمیکند، که منجر به از دست دادن مهلتها میشود.
the company mismanages its investments and suffers losses.
شرکت سرمایهگذاریهای خود را به درستی مدیریت نمیکند و متحمل ضرر میشود.
he often mismanages projects, causing frustration among team members.
او اغلب پروژهها را به درستی مدیریت نمیکند و باعث ناراحتی در بین اعضای تیم میشود.
when a leader mismanages a team, morale drops significantly.
وقتی رهبری یک تیم را به درستی مدیریت نکند، روحیه به طور قابل توجهی کاهش مییابد.
he mismanages his schedule, often forgetting important meetings.
او برنامه خود را به درستی مدیریت نمیکند و اغلب جلسات مهم را فراموش میکند.
the organization mismanages its volunteers, leading to high turnover.
سازمان داوطلبان خود را به درستی مدیریت نمیکند، که منجر به گردش مالی بالا میشود.
mismanages resources
مدیریت ضعیف منابع
mismanages funds
مدیریت ضعیف بودجه
mismanages projects
مدیریت ضعیف پروژه ها
mismanages time
مدیریت ضعیف زمان
mismanages staff
مدیریت ضعیف کارکنان
mismanages operations
مدیریت ضعیف عملیات
mismanages risks
مدیریت ضعیف ریسک ها
mismanages expectations
مدیریت ضعیف انتظارات
mismanages budgets
مدیریت ضعیف بودجهها
mismanages relationships
مدیریت ضعیف روابط
the manager mismanages the team's resources.
مدیر منابع تیم را به درستی مدیریت نمیکند.
if he mismanages his finances, he will face serious consequences.
اگر امور مالی خود را به درستی مدیریت نکند، با عواقب جدی روبرو خواهد شد.
she mismanages her time, leading to missed deadlines.
او زمان خود را به درستی مدیریت نمیکند، که منجر به از دست دادن مهلتها میشود.
the company mismanages its investments and suffers losses.
شرکت سرمایهگذاریهای خود را به درستی مدیریت نمیکند و متحمل ضرر میشود.
he often mismanages projects, causing frustration among team members.
او اغلب پروژهها را به درستی مدیریت نمیکند و باعث ناراحتی در بین اعضای تیم میشود.
when a leader mismanages a team, morale drops significantly.
وقتی رهبری یک تیم را به درستی مدیریت نکند، روحیه به طور قابل توجهی کاهش مییابد.
he mismanages his schedule, often forgetting important meetings.
او برنامه خود را به درستی مدیریت نمیکند و اغلب جلسات مهم را فراموش میکند.
the organization mismanages its volunteers, leading to high turnover.
سازمان داوطلبان خود را به درستی مدیریت نمیکند، که منجر به گردش مالی بالا میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید