oversees

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈsiːz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نظارت یا مدیریت

عبارات و ترکیب‌ها

oversees operations

نظارت بر عملیات

oversees projects

نظارت بر پروژه ها

oversees staff

نظارت بر کارکنان

oversees budget

نظارت بر بودجه

oversees development

نظارت بر توسعه

oversees training

نظارت بر آموزش

oversees performance

نظارت بر عملکرد

oversees compliance

نظارت بر انطباق

oversees quality

نظارت بر کیفیت

oversees initiatives

نظارت بر طرح ها

جملات نمونه

she oversees the project from start to finish.

او پروژه را از ابتدا تا انتها نظارت می‌کند.

the manager oversees the daily operations of the restaurant.

مدیر بر فعالیت‌های روزانه رستوران نظارت دارد.

he oversees a team of engineers working on the new software.

او یک تیم مهندسان که روی نرم‌افزار جدید کار می‌کنند را نظارت می‌کند.

the director oversees all activities within the organization.

مدیر کل بر تمام فعالیت‌های سازمان نظارت دارد.

she oversees the training program for new employees.

او برنامه آموزشی برای کارمندان جدید را نظارت می‌کند.

the principal oversees the academic performance of the students.

مدیر مدرسه عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان را نظارت می‌کند.

he oversees the budget to ensure proper allocation of funds.

او بودجه را برای اطمینان از تخصیص مناسب بودجه نظارت می‌کند.

the supervisor oversees the work of the interns.

سرپرست بر کار کارآموزان نظارت می‌کند.

the committee oversees the implementation of new policies.

کمیته بر اجرای سیاست‌های جدید نظارت می‌کند.

she oversees the quality control process in the factory.

او فرآیند کنترل کیفیت در کارخانه را نظارت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید